تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٩ - مسئلهء ششم - قبض و بسط وجدان الهى
مسئلهء هفتم - قبض و بسط روانى ريشه هايى هستند كه ناچار شاخه ها و ميوه هايى را به وجود خواهند آورد
تفسير ابيات
((٣٥٩)) قبضها زندان شده ست و چار ميخ قبض بيخ است و بر آرد شاخ بيخ
((٣٦٠)) بيخ پنهان بود و هم شد آشكار قبض و بسط اندرون بيخى شمار
مسئلهء هفتم - قبض و بسط روانى ريشه هايى هستند كه ناچار شاخه ها و ميوه هايى را به وجود خواهند آورد مطابق قانون عليت كه در نظم رو بنايى روان انسانى و طبيعت حكمفرما است ، بدون ترديد هر يك از دو پديده بمقتضاى ماهيت خود نتايجى را ببار خواهد آورد .
گرفتگىهاى پى در پى ، روح را افسرده و در مقابل حقايق بىبند و بار مى نمايد ، در صورتى كه انبساط پديده ايست كه روح را شاداب و شكوفان و آزاد مى سازد ، آن آزادى كه خواستهء واقعى خود روح است .
اينشتين اين حالت آزادى و شكوفائى روح را انفعال عرفانى ناميده و عالىترين نتايج را براى اين حالت مطرح كرده است ، او مى گويد :
« شريفترين و نجيبترين انفعالى كه بشر قادر به ادراك آن است انفعال عرفانى است . هسته و جوانه همهء هنرها و هر دانش واقعى در چنين انفعالى نهفته است ، كسى كه از اين احساس عارى باشد و قابليت آن را نداشته باشد كه محو حيرت و اعجاب گردد و زندگى را با بيم و وحشت بگذراند ، چنين شخصى مردهاى بيش نيست . » (١) تفسير ابيات سفره و محضر اهل دل و پاكان مانند صومعه عيسى عليه السلام است كه شفا بخش دردها بود ، اى مبتلايان و بيماران از اين سفره غفلت نورزيد و دور آن جمع شويد چنان كه از اطراف و اكناف دور و نزديك همهء مبتلايان : كور و شل و لنگ و بىنوا به سوى عيسى پناهنده مى شدند .
اين افراد هر صبح بر در صومعه حضرت عيسى مى ايستادند تا او با دم شفا بخش خود آنان را از رنجها و بيماريها رهايى بخشد .
او هر بامداد كه از ورد و ذكر الهى فارغ گشت ، از صومعه بيرون مى آمد و مبتلايان را مى ديد كه دسته دسته با وضع ناگوارى مقابل در او با اميد و انتظار نشستهاند .
(١) زندگى اينشتين ، فليپ فرانك ، ترجمهء حسن صفارى ، ص ٥٠٤ . .