تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٩ - تفسير ابيات
امر حق به موسى عليه السلام كه مرا به دهانى خوان كه بدان دهان گناه نكرده باشى
آيه
روايت
امر حق به موسى عليه السلام كه مرا به دهانى خوان كه بدان دهان گناه نكرده باشى
بهر اين فرمود موسى با خدا وقت حاجت خواستن اندر دعا
((١٨٠)) كاى كليم الله ز من مى جو پناه با دهانى كه نكردى تو گناه
((١٨١)) گفت موسى من ندارم آن دهان گفت ما را از دهان غير خوان
((١٨٢)) از دهان غير كى كردى گناه ؟
از دهان غير بر خوان كاى اله
((١٨٣)) آن چنان كن كه دهانها مر تو را در شب و در روزها آرد دعا
((١٨٤)) آن دهانى كه نكردستى گناه آن دهان غير باشد عذر خواه
((١٨٥)) يا دهان خويشتن را پاك كن روح خود را چابك و چالاك كن
((١٨٦)) ذكر حق پاك است چون پاكى رسيد رخت بر بندد برون آيد پليد
((١٨٧)) مى گريزد ضدها از ضدها شب گريزد چون بر افروزد ضيا
((١٨٨)) چون بر آمد نام پاك اندر دهان نه پليدى ماند و نى آن دهان
آيه « أَلا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ ١٣ : ٢٨ . » (١) ( بدانيد كه با ياد خدا دلها آرامش پيدا مى كند . ) روايت « عن النَّبىّ صلى الله عليه و آله ادعوا لله بألسنة ما عصيتموه بها . قالوا يا رسول الله و من لنا بتلك الالسنه ؟ قال يدعو بعضكم لبعض ، لأنك ما عصيت بلسانه و هو ما عصى بلسانك . » (٢)
(١) سوره الرعد ، آيهء ٢٨ . .
(٢) روايت در كتب حديث نقل شده است . مراجعه شود به تفسير فخر رازى ، ج ١ ، ص ١٣٦ . .