تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٤ - آن چه كه افراد بشرى به يكديگر مى توانند بدهند و آن چه كه خدا به انسانها مى دهد
ساختن لقمه و بخشيدن آن بكس ديگر در اختيار انسانها است ، اما دندانى كه آن را خواهد جويد ، گلويى كه آن را به جهاز هاضمه تحويل خواهد داد و جهاز هاضمهاى كه آن را هضم خواهد كرد ، كار خدا است و بس ، با يك نظر دقيق مى بينيم كه نيرويى كه باعث شده است انسان لقمهاى را به دست بياورد و خاصيت طبيعى همان لقمه كه مى تواند انسان را اشباع كند و انگيزه هايى كه موجب بخشش آن لقمه به كس ديگر شده است ، همه و همه مربوط به جريان سلسلهء پيوستهء هستى است كه به طور مستقيم جلوه گاه مشيت خداوندى است .
از طرف ديگر همان دندان و گلو و جهاز هاضمه ، جلوه يا معلول همان لقمه ها است كه چند صباح پيش ساختهء دست انسانها بود كه از رويدادهاى طبيعى بهره بردارى گشته است .
بنا بر اين مى توان گفت : همهء استعدادها و تقاضاها و خواص اشياء ، روزى چند لقمه هايى بودهاند و همان لقمه ها هم كه در اختيار بشرى است داراى استعدادها . . . و امورى است كه خارج از حيطهء اختيار انسانها است . و به طور كلى اجزاء طبيعت و انسانها در هر دو صورت استعداد و فعليتهاى اختيارى ، به طور تبادل و تعاقب جلوه گر مى شوند ، بنا بر اين ما نمى توانيم مطلب جلال الدين را كه در بيت فوق آورده است به طور سطحى بپذيريم .
اعتراض فوق خيلى روشن است ، اما جلال الدين در همين ديباچه چند بيت ديگر دارد كه مى تواند پاسخگوى اعتراض مزبور بوده باشد ، او مى گويد :
((٢٦)) ذره ها ديدم دهانشان جمله باز گر بگويم خُردشان گردد دراز
((٢٧)) برگها را برگ از انعام او دايه گان را دايه لطف عام او
((٢٨)) رزقها را رزقها او مى دهد ز انكه گندم بىغذايى كى زهد ؟
توضيح اين پاسخ همان است كه در مباحث پيشين متذكر شديم و به طور اختصار اين پاسخ چنين مى گويد :
« يَسْئَلُه مَنْ فِي اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ . » ٥٥ : ٢٩ (١)
(١) سوره الرحمن ، آيهء ٢٩ . .