تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٨ - تفسير ابيات
از پى رد و قبول عامه خود را خر مساز ز انكه نبود كار عامى جز خرى يا خر خرى گاو را باور كنند اندر خدايى عاميان نوح را باور ندارند از پى پيغمبرى
مگر باور مى كنند چه شراب عقل بر اندازى است تعظيم و تملق و خضوع مردم در مقابل چشمگيران جوامع طغيانى كه از كرنش مردم در انسان پديدار مى گردد ، از تسلط بهمه جهان طبيعت شديدتر و خطرناكتر است .
در هيچ صحنهاى از طبيعت و جانداران ، پديدهاى به اين اندازه شگفت انسان را بر نمى انگيزد كه انسانى دست به سينه گذارد و با منحنى شده ، با بوسيدن دست و پاى يكى مانند خود ، خود را خوار و پست بدارد .
پديده هايى به اين نرمى و لطافت خشنترين سلاح برنده را به دست شخص مورد ستايش مى دهد ، سپس گردن خويش را در زير سلاح بران آن طغيانگر مى گذارد . بياييد به همان اسلحهاى كه نيرومندان با تحريكات خود طبيعىشان مى سازند قناعت بورزيم و با دست خود سلاح برانترى را به دست نيرومندان نسپاريم .
اگر در اين موضوع كمى دقت شود ، اين نتيجه را خواهيم داشت كه : سلاح ستايش و كرنش و تسليمهاى نابخردانه است كه مانند سوهان ، تيغ نيرومندان را تيز و بران مى سازد .
در اين باره بحث مشروحترى در ابيات آيندهء مثنوى آن جا كه مى گويد :
طالب حيرانى خلقان شديم دست طمع اندر الوهيت زديم
متذكر خواهيم شد .
تفسير ابيات فرعون تبه كار ، همانند آن شغال رنگ زده بود كه به عوض ايمان و آرايش روحى ، ريش خود را با دانه هاى جواهرات زينت كرده و از روى نادانى و خرى مى خواست به موسى عليه السلام پيامبر الهى برترى داشته باشد .
آن نفهم خر صفت از نسل شغال بود كه در خم مال و جاه خود را رنگين ساخته