تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩ - جلال الدين بلخى و ويليام شكسپير
فرو مى مانند . » [١] « بروتوس - تو آن چه بايد از آن پشيمان شوى كردهاى . از تهديدهاى تو اى كسى يوس وحشتى نيست ، زيرا كه من چنان به قوت تقوى مسلحم كه تهديدهاى تو مانند باد بىهوده كه من بدان التفاتى ندارم از كنار من مى گذرد . » [٢] « كسى يوس - چشمى كه به دوستى مى نگرد هرگز نمى تواند چنين عيبها را ببيند . بروتوس - چشم متملق نمى خواهد كه عيبها را ببيند ، هر چه كه به بزرگى المپ بلند به نظر آيد . » [٣] « بروتوس - . . . جزر و مدى در كارهاى مردمان هست كه چون هنگام مد از آن استفاده كنند ايشان را به سعادت رهبرى مى كند و اگر از آن غفلت شود همهء سفر زندگى ايشان در آبهاى كم عمق و در بد بختى مى گذرد . ما اكنون بر روى چنين درياى پر آبى در حركتيم و بايد هر وقت كه جريان آب به كار آيد آن را اختيار كنيم يا كالاى خود را از دست بدهيم . » [٤] « كسى يوس - . . . تو مى دانى كه من به اپيكور و عقيده اش سخت ايمان داشتم اكنون عقيدهء خود را عوض مى كنم و چيزهايى را كه از آينده خبر مى دهد تا حدى معتبر مى شمارم . » [٥] « بروتوس - بر حسب اصول همان فلسفهاى كه به موجب آن كى تو را ملامت كردم كه چرا خود را كشته است ، نمى دانم چرا ؟ اما در نظر من كارى است پست و از سر جبين كه انسان از ترس آن چه ممكن است اتفاق افتد ، دوران عمر را كوتاه كند . پس
[١] همان مأخذ ، ص ١١١ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١١٨ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٢٠ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ١٣٠ . .
[٥] همان مأخذ ، ص ١٤٤ . .