تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠ - جلال الدين بلخى و ويليام شكسپير
به انتظار مشيت خدايان قادرى كه در اين پايين بر ما حكومت مى كنند خود را به صبر مسلح مى كنم . » [١] « بروتوس - . . . وه كاش انسان عاقبت كار امروز را پيش از فرا رسيدنش مى دانست . اما همين خود بس كه روز به سر خواهد رسيد و آن گاه عاقبت كار معلوم است . » [٢] « مسالا - نامطمئنى از نتيجهء خوب ، اين كار را كرده است . اى خطاى منفور اى فرزند غصه و اندوه تو چرا به فكر نقش پذير انسان چيزهايى مى نمايى كه وجود ندارد ؟ اى خطا كه نطفه ات پيش از وقت بسته شده است ، تو هرگز به خوشى به دنيا نمى آيى مگر آن كه مادرى را كه موجب هستى تست بكشى . » [٣] « قيصر - انتظارى جز اين نداشتم ، زيرا از روز اول اين درس را به ما آموختهاند كه هر كس تا موقعى كه قدرت دارد ، محبوب واقع مى شود و كسى كه قدرتش رو به زوال است ، هرگز محبوب نيست ، جز موقعى كه ديگر شايستگى محبت ندارد و تنها به علت دورى و جدايى ارزشى پيدا مى كند . اين بدان چون پرچمى كه روى آب شناور است به جلو و عقب رانده مى شود و از امواج تغيير پذير آن قدر پيروى مى كند تا از فرط حركت كم كم نابود شود . » [٤] « خدمتكار اولى - احضار شدن به مقامى شامخ كه چون ستارهاى در فضاى وسيع آسمان بدون اين كه كارى از وى ساخته شود ، بىشباهت به يك حدقه بىچشم نيست كه به طرز رقت بارى چهره را زشت و منفور مى سازد . » [٥] « انوباربوس - . . . معلوم مى شود كه تشخيص انسان تابع بخت و طالع او
[١] همان مأخذ ، ص ١٤٦ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٤٦ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٥٣ . .
[٤] آنتونى و كلئوپاتر ، ويليام شكسپير ، ترجمه پازارگادى ، ص ٢٦ . .
[٥] همان مأخذ ، ص ٧٦ . .