تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - مهر و وفا به آنان كه به حقوق خداوندى وفا نكردهاند بدترين بىوفايى است
((٣٢٤)) بىوفايى دان وفا با ردّ حق بر حقوق حق ندارد كس سبق
مهر و وفا به آنان كه به حقوق خداوندى وفا نكردهاند بدترين بىوفايى است اين همان مسئلهء حساس و فوق العاده با اهميت است كه شايد در همهء دورانهاى تاريخ بشرى افكار بزرگ را به خود مشغول داشته است .
در مقابل آن كوته بينان سود جو و خود پرست كه مى گويند : انسان حيوانى است لذت جو و فرار كننده از درد و ناگوارى ، بنا بر اين جز رسيدن به لذت و فرار از ضرر انگيزهء منطقى ديگرى وجود ندارد كه فردى از انسان بفرد ديگر يا به اجتماع مهر و وفا بورزد و گامى به سود او بر دارد ، گروهى گام فراتر نهاده مى گويند :
انسان از آن جهت كه انسان است بايستى مورد مهر و علاقه قرار بگيرد . براى اثبات محبوبيت ذاتى انسان هزاران كتاب تاليف و سخنرانىها ايراد و جنب و جوش عجيب نشان داده مى شود ، اگر آنان ما را متهم نسازند و نگويند : ما يكى از بد بينان به عالم بشريت هستيم ، صراحتا مى گوييم : تا كنون حتى يك جملهء مختصر هم به عنوان دليل قانع كننده به اين اصل كه « چون انسان انسان است پس بايد به او مهر ورزيد » گفته نشده است .
اصل مزبور يا براى خود نمايى است ، يا از ساده لوحى سرچشمه مى گيرد و يا تقليد كورانه از حماسه هاى پيش روانى است كه بدون سلاح « انسان را دوست بداريد چون انسان است » نمى توانستند راهى براى موقعيت خود هموار كنند و يا ناشى از احساساتى است كه صدها نوع عالىتر از آن احساسات را يك منطق واقع بينانه در يك لحظه متلاشى مى كند .