تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٨ - شرافت و ارزشى كه به وسيلهء مجاورت با حقايق با عظمت كسب مى شود
به شكل سمبل و نشانهاى در آمده است كه موجب احترام و تجليل قرار گرفته و به عنوان محل انجام تكليف معرفى شده است . آرى :
كعبه و سنگ نشانى است كه ره گم نشود .
در اين راه در مقابل سنگهايى كه نه نفعى دارند و نه ضررى نبايد ايستاد و بايد با توجه به اصل هدف آن سنگها را نشان راه تلقى كرده سپس :
حاجى احرام دگر بند و ببين يار كجاست .
با اين ملاحظات ، كوشش و جوش و خروشى كه بعضى از فرقه ها اسلامى براى ممنوع ساختن احترام قبور ائمه عليهم السلام و اولياء الله به راه مى اندازند ، دليل منطقى ندارند .
اينان بايستى اولًا قانون سرايت نيكويى و بدى ، زشتى و زيبايى را به متعلقات زمانى و مكانى و طبيعى كه روان انسانى در چار چوبهء آنها است منكر شوند و آن گاه حجر الاسود را كه قطعهء سنگ جامدى است از ديوار بيت بردارند و در نماز و ساير نيايشها رو به قبله نايستند و عواطف بكودكان را كه موجب بوسيدن و بوييدن آنها مى شود محكوم بسازند و آن گاه احترام عاطفى الهى را بقبور و مزارات ائمهء و اولياء الله منكر شوند اين بوسيدنها و تكريم و تجليلها شرك نيست ، چنان كه بوسيدن حجر الاسود و طواف دور بيت نيز شرك نيست . خدا كند كه براى مبهم ساختن چنين مسئلهء سهل و ساده و طبيعى كه موجب تفرق جمعيت مسلمانها مى گردد ، سود جويى اقويا دخالت نداشته باشد .