تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤١ - تفسير ابيات
را كه به گردن دارد ايفا نمايد . به همين جهت است كه در پنهانى به ما گفته و سفارش كرده است كه شما را به مسافرت به ده تحريك كنيم .
پدر مى گويد : شما حق مى گوييد [ ولى مانند سيبويه تنها با خود الفاظ و اعراب و بناى آن سر و كار داريد ، اما از حقيقت و معنى اطلاعى نداريد و ممكن است مقصود از سيبويه آوردن لفظى است كه قافيهء شعر را اما تصحيح كند اين دوستىها كه ] اين را هم بدانيد كه بايستى از شر كسى كه به او احسان كردهايد بر حذر باشيد . [١] اين دوستىها كه مى بينيد مانند تخمى است كه مرغ در غير موقع طبيعى مى گذارد لذا در معرض فساد و ضايع شدن است .
اين پديده دو طرف دارد : يا مانند شمشير برانى است كه حتى رابطهء طبيعى را هم از ميان چند انسان قطع مى كند و مانند فصل زمستان است كه بوستانها و مزارع را مى خشكاند و يا مانند فصل شاداب بهار است كه آبادىها به وجود مى آورد و همه چيز
[١] مضمون اين جمله با بيانات مختلفى در كتب مربوط وارد شده است ، تفسير اين جمله دو احتمال دارد و شايد اين دو احتمال به جهت اختلاف وضع روانى انسانهايى باشد كه به آنها احسان مى شود . . اول ذى حق دانستن شخص مورد احسان ، خود را به احسانى كه به او شده است ، غالباً متوجه نمى شوند كه اين بخشش از روى سخاوت و راد مردى بوده است و ممكن است روزى قطع شود و چون شخص احسان شده براى آن وجه احسان جايى در زندگى خود باز كرده است ، لذا در صورت بريده شدنش خللى در زندگى خويش احساس مى كند و كينهاى در دلش به وجود مى آيد . . دوم احساس ضعف شخصيت است كه شخص مورد احسان در مقابل شخص بخشنده پيدا مى كند و به همين جهت بود كه امير المؤمنين على عليه السلام مى فرمود : عدالت قانونى است ، ولى احسان يك پديدهء احساسى و عاطفى است ، لذا زمينهء زندگانى مردم بايد روى عدالت استوار شود . .