تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤١ - ٩ - مقدمهاى براى تضاد در جوهر اشياء
٩ - مقدمهاى براى تضاد در جوهر اشياء مسلم است كه مقصود جلال الدين و فلاسفه و متفكرين ديگر كه بعضى از آنها را در بالا نام برديم ، آن نيست كه شىء هم خودش است و هم ضد خودش . ما در مسائل گذشته اين توهم را باطل كرديم ، مراجعه شود .
پس بايد ببينيم اينان چه مى گويند ؟ اولين كسى كه تاريخ فلسفه اتحاد اضداد را به او نسبت مى دهد . هراكليتوس است برتراند راسل مى گويد :
« اما هراكليتوس نظريهء ديگرى نيز داشت كه براى آن حتى بيش از حركت دايم قائل به اهميت بود و آن نظريهء جمع اضداد است . وى مى گويد : مردم نمى دانند كه آن چه در حال تغيير است چگونه با خود توافق دارد ، اين توافق و هماهنگى دو كشش متضاد است ، مانند هماهنگى كششهاى كمان و زره .
اعتقاد هراكليتوس به ستيزه با اين نظريه ارتباط دارد ، زيرا كه اضداد در حال ستيز بالاتفاق حركتى را پديد مى آورند . . . مع هذا اگر اضداد وجود نمى داشتند كه با يكديگر جمع شوند وحدت نيز وجود نمى داشت . « ضد است كه براى ما خوب است » . نطفهء فلسفهء هگل كه از تركيب اضداد نتيجه مى شود ، در بطن اين نظريه نهفته است . [١] نظير اين مطلب را از هومر شاعر يونان باستان نيز نقل مى كنند .
ملاحظه مى شود كه هراكليتوس فقط به جريان تضاد در طبيعت اشاره كرده و حركت و رويدادها را به آن مستند مى داند ، ولى اين كه ضد در جوهر ضد خويش نهفته است ، متذكر نشده است ، مگر اين كه بگوييم : بدان جهت كه وحدت و تضاد را لازم و ملزوم يكديگر معرفى كرده است مى توانيم اين نتيجه را بگيريم كه : هر واحدى از واحدهاى جهان هستى ضدين را در بر دارد ، پس هر ضدى ضد خود را در بر دارد . البته اين يك تفسير سطحى است .
[١] تاريخ فلسفه غرب كتاب اول ص ١٠٤ راسل . ترجمه آقاى دريابندري .