تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٧ - تفسير ابيات
لافزنىهاى تو مرا در روى آتش گرسنگى مى سوزاند ، اى رياكار خود نما :
« آن سبال چرب تو بر كنده باد .
اگر دست از لاف زدن و رياكارى بر مى داشتى ، در دنيا مردم كريم و انسان دوست فراوانند ، به من بىنوا ( شكم ) رحم مى كردند ، اگر جور و جفا به ما اعضاء هاضمه نمى كردى و نقص خود را آشكار مى ساختى ، آشنايى پيدا مى شد ، او تو را به مهمانى مى برد ، اگر راستگو بودى و كج بازى نمى كردى ، انسان خوش سيرتى پيدا مى شد و مانند طبيب درد گرسنگى را علاج مى كرد .
خدا فرموده است كه گوش و دم و ساير اجزايتان را كج مجنبانيد و راست باشيد ، زيرا تنها صدق و صفا است كه در روز رستاخيز به حال انسانها سودمند خواهد بود در اين مغازهء دنيا ، اى غوطه ور در رؤياها كج مخواب ، هر چه دارى درست نشان بده و در مأموريت خويش استقامت بورز .
اگر هم نمى خواهى عيوب خود را فاش بسازى ، اقلا با دغل بازىها و خود نمايىها مشغول جان كندن مباش .
بر سبيل چربى عاريتى تكيه مكن ، زيرا دنبهاى كه در خارج از وجود تست در دسترس گربه ها است ، روزى گربهاى مى آيد و آن را مى برد .
اگر به يك مزيت واقعى رسيدى ، از گنجايشى با دهان باز خوشحال مباش ، زيرا براى هر نقدى كه به دست آدمى مى رسد ، سنگ امتحانى آماده شده است ، حتى خود سنگهاى آزمايش نيز از محكهاى امتحان نمى تواند نجات پيدا كند .
خداى ما فرموده است : از هنگام ولادت تا هنگام اجل هر سال دو بار مورد آزمايش قرار مى گيرند آرى :
((٧٤٦)) امتحان بر امتحان است اى پدر هين به كمتر امتحان خود را مخر ز امتحانات قضا ايمن مباش هان ز رسوايى بترس اى خواجه تاش