تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٧ - ٦ - دو ضد نمى توانند عين يكديگر بوده باشند
نكتهاى را كه در پايان اين مسئله بايد متذكر شويم اين است كه به عقيدهء ما قانون عدم اجتماع ضدين چنان كه در بالا اشاره كرديم مستند به قانونى است كه مى گويد :
« الف ، ب نيست » خواه ب ضد الف بوده باشد ، خواه مثل آن ، علت و معلول يكديگر باشد يا لازم و ملزوم همديگر . زيرا آن قانون كه مى گويد : در جهان هستى حتى دو الكترون را نمى توان ديد كه عين يكديگر بوده باشند ، بلكه هر يك از آنها واقعيت مخصوص به خود دارد كه عين ديگرى نخواهد شد ، اثبات مى كند كه حتى دو استكان كه از يك كارخانه و به يك شكل و از يك جنس و از همه جهات مساوى هستند عين همديگر نخواهند بود .
نهايت امر اين است كه هر اندازه كه دو يا چند موجود مشابه يكديگر بوده باشند ، به جهت اتحاد خواص و لوازم و با قطع نظر از كميت و چگونگى ديدگاه ما در زندگانى و ارتباط ما با كيفيت اشياء قابل اتحاد با يكديگر تلقى مى شوند و هر چه كه اختلاف دو يا چند موضوع از نظر كيفيت زيادتر و شديدتر شود ، غير قابل اتحاد تلقى مى شوند ، شدت اختلاف و تباين در اضداد بدرجهاى از روشنايى مى رسد كه ما قانون را روى آن بنا مى كنيم و مى گوييم :
هرگز دو موجود متضاد با يكديگر متحد نمى شوند و الا عدم اتحاد در حقيقت از همان موقع شروع مى شود كه در جهان هستى دو واقعيت پيدا مى شود ، اگر چه آن دو واقعيت مثل يكديگر يا علت و معلول يكديگر بوده باشند .
اختلاف موجود ميان حقايق و نمودها در دو فعاليت ذهنى در حال نوسان و شدت و ضعف قرار گرفته است ، اين دو فعاليت عبارتند از :
١ - الف ، الف است ( يا الف الف ) . ٢ - الف ، الف نيست ( يا الف الف ) .
علامت مزبور مخالفت به معناى عمومى نيست ، بلكه مخالفت به معناى نقيض موضوع ( نفى آن ) است .