تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٩ - مسئلهء سوم - ريشهء اساسى انبساط و شكفتگى روانى و انقباض آن
مانعى برسد ، مشغول تقلا مى گردد ، اگر توانست آن مانع را بر كنار كند ، حالت انبساط روى مى دهد و اگر نتوانست مانع را از پيش پاى خود بر دارد ، گرفتگى و انقباض حتمى خواهد بود . بنا بر اين عظمت و حقارت قبض و بسط روح را بايستى در چگونگى روح و هدفى كه براى خود تعيين كرده و مانعى را كه بر سر راهش مى بيند جستجو كرد .
روحى كه تكامل يافته و داراى عظمت است ، وقتى كه هدف بزرگى مانند نجات يك جامعه را منظور نموده و جنبهء حياتى به آن هدف قائل شد ، اگر در اين راه مانع بزرگ و سد نيرومندى را بشكند ، گشايش و شكوفا شدن و انبساط روح ، فوق العاده با عظمت خواهد بود .
به طور كلى مى توان گفت : پيروزى روح در حركت به سوى هدف همواره توام با انبساط است ، نهايت امر اين است كه اين انبساط اغلب در موقع بر طرف كردن موانع يا هر گونه بند و زنجير است كه سد راه حركت روح وجود دارد آيا ريشه اساسى اين عشق به برداشتن قيود و زنجيرهاى درون ذات و برون ذات ، همان بىنهايت جويى انسانى نيست ؟