تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥ - منتخباتى از كلبه عمو تام تأليف مادام هريت بيچراستو
اعتقادات مذهبى خم مى شود ، تا مى شود ، بالا مى رود ، بالا مى رود پايين مى آيد تا بتواند از هوسىهاى يك طبقهء مغرور و خود خواه اجتماع دنباله روى كند اين است مذهب شما و اين مذهب از وجدان شيطانى و كور من به مراتب نادرستتر و نابيناتر و بىخردتر است » [١] « در چنگ احساسات بشرى زه ها چنان كشيده شدهاند كه اگر ضربهاى يك باره همهء آنها را پاره نكند با وجود ناملايمات باز مقدارى خوش آهنگى و هم سازى خواهد داشت . » [٢] « اگر اعتقاد داريد كه تربيت كودكان مهمترين كار بشريت است ، پس با اين اقرار ثابت مى كنيد كه روش ما روش غلطى است . » [٣] « گاهى صداى ملايم و روشنى در گوش و جان او مى گويد كه روزهاى زندگى زمينىاش به زودى پايان مى يابند . آه آيا اين صداى غريزى طبيعت كه شكستش را احساس كرده است ، با اين خبر پر از شور و شتاب جا نيست كه نزديك شدن ابدين را پيش بينى كرده است ؟ . . . چه فرق دارد ؟ در قلب او اكنون يك نوع اطمينان آرام ، ملايم و مقدس نزديكى او را به آسمان نويد مى دهد . اطمينان آرام مانند غروب آفتاب ملايم مانند صفا و درخنشندگى يك بعد از ظهر پاييزى و در اين اطمينان ، آرامش قلب كوچك اوا را فقط فكر غصه و درد كسانى كه دوستش مى داشتند تيره مى كرد . » [٤] « هنگامى كه تارهاى زندگى براى هميشه گسسته مى شوند ، گاه انسان به طور سحر آميزى پيشا پيش هشيار و آگاه مى شود و اوا از اين احساس هم با تم سخن
[١] همان مأخذ ، ص ٢٥١ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٣٤٢ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٣٥٨ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ٣٦٤ . .