تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣ - منتخباتى از كلبه عمو تام تأليف مادام هريت بيچراستو
و چه شكلهاى تازه مى دهند » [١] « بچه ها من مى ترسم شما معنى حرفهايتان را نفهميد « مكافات » . . . مكافات چه كلمه وحشتناكى است ، تنها فكر كردن به آن انسان را بوحشت مى اندازد . براى هيچ انسانى نخواهيد كه مكافات ببيند . » [٢] [ عمو تام به زنش كه گريه و زارى نموده و اعتراض به فروختن شوهرش مى كند در مورد برده فروشان مى گويد : ] « ( كلوئه ) براى آنها دعا كنم اين ديگر خيلى زور است . . . من نمى توانم - بله كلوئه اين كار ما فوق طبيعت است ، اما رحمت خدا هم بالاتر از طبيعت است و بعلاوه فكر كن روح موجودات بد بختى كه مرتكب چنين گناهى مى شوند در چه حال است . . . كلوئه خدا را شكر كن مانند آنها نيستى من راضى هستم كه ده هزار بار فروخته شوم ، ولى به اندازهء اين مرد بىچاره حساب پس ندهم . » [٣] « اى بابا تم ، اى بابا حقيقتاً شما خيلى سنگ دل هستيد ، من هميشه اين نكته را به شما تذكر دادهام . مى دانيد تم ، در « ناتشنر » هم عادت داشتيم كه هميشه در اين باره صحبت كنيم و من به شما ثابت مى كردم كه اگر با برده ها به ملايمت رفتار كنيم نه تنها در اين دنيا هميشه موفق مى شوم ، بلكه روز قيامت ، هنگامى كه جز خداوند چيز ديگر در جهان باقى نيست شانس است را به دست مى آوريم كه ما هم به آن بالا برسيم . » [٤] « - من گفتهام ، خواهم گفت و مى گويم : كه اول و ابتدا مقصود من تجارت است ، به طورى كه هر چه بيشتر بتوانم پول در بياورم . اما تجارت همه چيز نيست ، براى
[١] كلبهء عمو تم ، مادام هريت بيچراستو ، ترجمهء منير جزنى ( مهران ) ، چاپ دهم ، ص ٢٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٨٤ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٨٥ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ١٠٠ . .