تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٤ - منتخباتى از كلبه عمو تام تأليف مادام هريت بيچراستو
اين كه ما گذشته از بدن روح هم داريم . » [١] « - هرگز پيروى از دستور خدا به بختى بزرگ عمومى ببار نمى آورد . . . من مى دانم كه چنين محال است و هميشه صلاح در اطاعت از اوامر الهى است . » [٢] « در اين جهان موجودات بر گزيدهاى يافت مى شوند كه از غم و اندوهشان براى ديگران شادى فوران مى كند ، اميدهاى دنيويشان كه به همراه آه و اشك به گور سپرده شدند ، تبديل به دانه هايى مى شوند كه از آنها گلهاى شفا بخش و مرهمهاى تسلى بخش براى اندوه و تيره بختى ديگران به وجود مى آيد . » [٣] « اوهاى كسانى كه به ديدار بىنوايان مى رويد بدانيد هرگز ارزش آن چه با پول شما خريده مى شود ، پولى كه سر بر مى گردانيد و به سوى مستمندان پرتاب مى كنيد به اندازهء يك قطرهء اشكى نيست كه در لحظات دردناك زندگى از روى هم دردى واقعى از چشمهايتان جارى مى شود » [٤] « حقيقت اين كه در داستانها اگر دل عاشق را بشكنند معشوق را به دست مرگ مى سپارند و به اين ترتيب داستان را جالب و مهيج مى سازند . اما دريغ كه در زندگى واقعى با مرگ آن چه مسبب جلوه و تابناكى زندگى بوده است ، ما نمى ميريم و ناگزير به زندگى و به همه درد سرها و ضروريات آن ادامه مى دهيم . مى خوريم و مى آشاميم لباس مى پوشيم ، گردش مى كنيم ، مهمانى مى رويم ، سخن مى گوييم ، مطالعه مى كنيم ، مى فروشيم و مى خريم و اين همان است كه معمولًا زندگى ناميده مى شود . » [٥] « - مذهب از مذهبى صحبت مى كنى كه در كليسا به شما تعليم مى دهند در آن جا
[١] همان مأخذ ، ص ١٠٠ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١١٨ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٢٨ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ١٤٠ . .
[٥] همان مأخذ ، ص ٢١٣ . .