تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٠ - ٥ - نتيجهء دو اصل شناسائى و دريافت اشياء با اضداد
٥ - نتيجهء دو اصل شناسائى و دريافت اشياء با اضداد دو اصل مورد بحث نتيجهء مهمى را كه در بر دارد متذكر مى شويم :
آن حقيقت كه ضدى ندارد قابل شناسايى نيست
پس نهانىها به ضد پيدا شود چون كه حق را نيست ضد پنهان بود [١] نور حق را نيست ضدى در وجود تا به ضد او را توان پيدا نمود [٢] بىز ضدى ضد را نتوان نمود و ان شه بىمثل را ضدى نبود [٣] ضدّ و ندّش نيست در ذات عمل ز ان بپوشيدند هستىها حلل [٤]
بدان جهت كه هيچ حقيقتى در جهان هستى نمى تواند به عنوان ضد در مقابل خدا مطرح شود ، لذا نمى توان به شناسايى معمولى در بارهء خدا نايل شد ، يعنى نمى توان از تصور آن حقيقت ، ( ضد ) خدا را مانند يك موضوع متضاد با آن حقيقت شناخت .
اين نتيجه كه مجهول بودن هويت خدا فقط مستند به نداشتن ضد است ، بايد مورد تامل بيشتر قرار بگيرد ، زيرا مثل هم مى تواند مثل خود را مانند علت ، معلول خود را به طور كامل و معلول ، علت خود را به طور ناقص معرفى نموده ، باعث شناسايى يكديگر شوند ، لذا براى شناسايى و دريافت اجمالى خداوند ، به نمونه هاى جلال و جمال دستگاه هستى استدلال مى شود ، مخصوصاً بنا به جملهء :
« من عرف نفسه فقد عرف ربه » .
( كسى كه خود را بشناسد خدايش را شناخته است ) .
نمونهء علم و توانايى و قرار گرفتن روح آدمى در ما فوق كميت و كيفيت و . . . براى بشر راههاى مناسبى بدريافت و شناسايى حق تعالى است . در مقابل كسانى
[١] دفتر اول ، ص ٢٥ ، بيت ٤٥ . .
[٢] دفتر اول ، ص ٢٥ ، بيت ٤٦ . .
[٣] دفتر ششم ، ص ٣٨٤ ، بيت ٥٠ . .
[٤] دفتر ششم ، ص ٣٧٦ ، بيت ٥٠ . .