تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٨ - ١ - شناسايى اشياء با اضداد خود
نمى دهد ، نوابغ در حال شناسايى اشياء اين خلا را قلمرو آزادى روح معرفى مى كنند كه تا فعاليتهاى مغز انسانى گام به آن نگذارد نمى تواند مجهولى را كشف كرده آن را به صحنهء معلومات وارد بسازد . در اين حالت است كه اشعهء ايكس به ذهن رونتگن راه مى يابد و احتمال نيرويى كه در آتمها وجود دارد ، بذهن كاوش كننده وارد مى گردد .
در اين زمينهء بىنمود ذهن ، تجسم اشياء عينى بدون اتصاف به اوصافى از قبيل ضد و علت و معلول نمودار مى شود . در حالات معينى براى متفكرين ، شايد هم براى اشخاص متوسط اين تصور دست مى دهد كه پاى خود را از قلمرو موجودات و نمودهاى مثبت برداشته و در آن زمينهء بىنمود ( خلا ) گذاشته و هستى را تماشا مى كند ، در اين صورت كششها و محدوديتها و تشخصها از ديدگاه انسانى بر كنار مى شود و چنان كه گفتيم تضادها و پديده هاى كمى و كيفى و جريان زمان . . . به صورت يك واحد متشكل در مى آيند .
بيت شمارهء ١٣ :
آن جهان را ديده باشد پيش از آن تا بدان ضد اين ضدش گردد عيان
دو بيت قبلى بيت فوق چنين است :
از هزاران كس يكى خوش منظر است كه بداند كاو به صندوق اندر است آن كه داند تو نشانش آن شناس كاو ز روح اين جهان دارد هراس
مى گويد : مردان حق و حقيقت فوق العاده در اقليتاند ، فقط آنان هستند كه درك كردهاند كه در صندوق ماده و ماديات گرفتار شدهاند . اگر بخواهيد نشانى اين مردان را بدانيد ، دقت كنيد خواهيد ديد : كه آنان از اين جهان و حيات و روح طبيعى آن در بيم و هراسند .
اين حالت بيم و هراس بدان جهت در آنان به وجود آمده است كه : جهان ما وراى