تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٤ - ١٠ - تضاد درونى اشياء در جهان عينى
گرديدن است ، يعنى اگر گرديدن پيش از دو مفهوم هستى و نيستى و پديدهء گرديدن ( سنتز ) وجود نداشته باشد ، گذر هستى بدرون نيستى و بالعكس قابل تحقق نيست .
١٠ - تضاد درونى اشياء در جهان عينى مقصود از تضاد درونى اشياء در جهان عينى نبايد به معناى مخصوص آن يعنى جهان خارج از انسان كه در مقابل ديده گان او گسترده شده است مطرح شود ، بلكه مقصود تمام واقعيات است كه عينيت آنها مولود سازندگى خيالى يا فعاليت ذهنى بشرى نيست .
مائوتسه تونگ مى گويد :
« علت اصلى تكامل اشياء نه از برون بلكه از درون و بخاطر تضادهاى داخلى آنها است . حركت و تكامل اشياء بخاطر وجود چنين تضادهايى است كه در درون همهء آنها وجود دارد . تضاد درونى اشياء علت اصلى تكامل و ارتباط يك شىء با شىء ديگر علت ثانوى آنها بحساب مى آيد ، بنا بر اين ماترياليست ديالكتيك با تئورى علل يا نفوذ خارجى كه به وسيلهء ماترياليسم مكانيستيك متافيزيكى و اعتقاد عاميانهء تكامل تدريجى مطرح مى شود ، بشدت مى جنگد .
بديهى است كه اسباب صرف خارجى تنها مى توانند باعث حركت ميكانيكى اشياء باشند ، يعنى اندازه و كميت را تغيير مى دهند ، و گرنه از تشريح اين كه چرا اشياء به هزار و يك طريق ، كيفيت بروز مى دهند و چگونه از يكى بديگرى تبديل مى شوند ، ناتوانند .
در واقع حركت خارجى اشياء هم كه به وسيلهء يك نيروى خارجى صورت مى گيرد به علت وجود تضادهاى درونى آنها انجام مى شود .
همچنين رشد سادهء گياهان و حيوانات و تكامل كمى آنها نيز اساسا بخاطر تضاد داخليشان است ، به همين طريق تكامل اجتماعى هم در اساس علل درونى دارد