تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - همهء اجزاء اين جهان آكل و مأكول يكديگرند ، مگر شخصيت انسانى كه ما فوق قانون مزبور قرار گرفته است
مرحلهء يكم - پديدهء خود حيات كه تمام جانداران در آن مشترك مى باشند ، موجود جاندار در اين مرحله به طور ناخود آگاه در مى يابد كه ادامهء حيات در سنگلاخ ماده مانند عبور دادن يك چراغ دستى است از كوچهاى كه در معرض وزش بادهاى خاموش كننده است . دريافت اجمالى اين موضوع در حقيقت عامل محرك جاندار به حفظ و ادامهء حيات مى باشد .
با تجربه ثابت شده است كه وقتى يك انسان كه داراى حيات طبيعى است به يك مانع حياتى با كوشش و تقلا پيروز مى گردد ، طعم حيات براى او شيرينتر و گواراتر جلوه مى كند . در اين مرحله دردها و تلخىها براى دريافت آن چه كه مى خواهد از دست برود بهترين محرك است ، لذا از اين جهت آگاهى به دردها و تلخىها يا وجود ندارد ، يا به جهت مطلوبيت شديد حيات قابل تحمل مى باشد .
مرحلهء دوم - مرحلهء آگاهى به تزاحمها و تصادمها است ، اين آگاهى داراى مراتب گوناگونى است ، از آن جمله :
الف : مرتبهء ابتدايى - انسان به پيرامون خود مى نگرد ، تزاحم جانداران را با يكديگر و تصادم ماده را با جانداران كه به مرگ و سقوط منتهى مى شود ، مى بيند ، اين مقدار از آگاهى كوچكترين خللى به طعم حيات و كوشش در راه ادامهء آن وارد نمى سازد ، لذا اين انسان آگاه كار مى كند و مى كوشد و وسايل حيات را به دست مى آورد و زندگى را تحصيل مى كند . اكثريت قريب به اتفاق انسانها در اين مرتبه از آگاهى زندگى مى كنند .
ب - مرتبهء متوسط آگاهى - اشخاصى كه از لذايذ و آلام بشرى مطلعاند ، انواع تزاحم را مى دانند حق و باطل آنها را تشخيص مى دهند .
اينان اگر پايبند يك مكتب و ايده ئولوژى كه بتواند حيات و تزاحم را تفسير كند ، نباشند ، دايماً در دو نوع شكنجه غوطه ور خواهند بود :
١ - شكنجهء تزاحم و دردهاى خود حيات .