تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٠ - در بارهء دور افتادگان از اجتماعات چه بايد كرد ؟
به سر ببرد ، يا بهرهاى از تمدن نداشته باشد .
مسلم است كه به جهت كثرت جمعيت و تقسيم كارها و تعاونهاى دسته جمعى خواه براى تحصيل وسايل بهتر براى زندگانى و خواه براى دفع عوامل مضر طبيعت ، هوش و استعداد و انديشه و تعقل و حتى حساسيت قيافه هاى متنوع وجدان به فعليت بيشتر مى رسد و با روستايى به طور عموم فاصلهء زياد مى گيرد .
نيز مسلم است كه تمدنهاى بيست و يكگانهء گذشته معلول ارتباطات اجتماعى زيادى بوده است .
در حالى كه انسانهايى كه در دور از اجتماعات شهرى زندگى مى كنند ، اغلب به ضرورتهاى زندگى قناعت مى ورزند و نوبت به بهره بردارى از تكامل در زندگى براى آنان به طور عمومى نمى رسد . [١] ٢ - موضوع آلام و ناراحتىها و شاديها و انبساطهاى روانى است . تفاوت اجتماعات بزرگ با دور افتادگان از اجتماعات در اين پديده ها ، ضعف و شدت و سطحى بودن و عميق بودن و تنوعى است كه مشاهده مى شود ، هر چه اجتماعات وسيعتر و داراى طبقات و روابط بيشتر بوده باشد ، انواع شادىها و آلام به جهت كثرت انگيزه ها زيادتر و گوناگون مى باشد .
اما شدت و ضعف پديده هاى مزبور در هر دو قلمرو ، بستگى به كيفيت برداشتى است كه در بارهء زندگانى و شئون آن صورت مى گيرد .
از يك نظر شادىها و اندوه هاى دور افتادگان غالبا طبيعىتر و روشنتر و خالصتر مى باشد ، در صورتى كه شاديها و اندوه هاى اجتماعات بزرگ گاهى مخلوط يا غير طبيعى و در آميخته با تاريكىها و پديده هاى ديگر است .
فطرت و طبيعت روانى دور افتادگان سالمتر و به آسانى قابل تفسير و توجيه مى باشد ، ولى فطرت و طبيعت روانى اجتماعات بزرگ داراى سطوح گوناگون و پر از
[١] مضمون اين مطلب از دورانهاى گذشته تا به امروز مورد قبول متفكرين بوده است ، مراجعه شود به مقدمه ابن خلدون ، ص ١٢٢ و ١٢٣ . .