تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٥ - تفسير ابيات
اين حواس محدود هم در مقابل عقل كلى مانند خرهايى هستند كه چشم بسته براى آب بيرون آوردن دور مى زنند .
اين مطلب را رها كن و حالا كه نمى توانى حقيقت افسانه را كه مانند در است بگيرى ، صورت افسانه را درياب كه اقلا مانند گندمى باشد كه به دست بياورى .
موقتاً ظاهر داستان را درياب اگر چه ظواهر كج و منحرف از واقعيات بوده باشد ، زيرا ظواهر هم عاقبت راهى به باطن دارند .
دقت كن ببين كه آغاز وجود آدمى صورت بوده ، سپس به جمال سيرت تحول يافته است .
همچنان آغاز هر ميوه صورت ناچيز است و تدريجاً به ميوهء لذت بار مبدل مى شود كه معناى اصلى آن است .
سنت جاريهء مردم هم اين است كه اولا از خشت و گل خرگاه مى سازند و سپس ترك محبوب خود را به آن خرگاه وارد مى كنند ، صورت تو همان خرگاه و معنايت ترك محبوب تست ، معناى تو همان ملاح است كه درياى هستى را درمى نوردد و صورت بادبانى است كه به وسيلهء بادهاى علم و اراده ، كشتى وجود تو را بحركت مى اندازد .