تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٤ - تفسير ابيات
واقعاً درد خانمان سوزى است كه از بىخردان تخصص نديده و استاد نديده نظرياتى ما فوق تخصص ديده گان و اساتيد اظهار مى شود و فرهنگ را آلوده مى سازد مردم با وجدان و با اطلاع و دل سوز به جامعهء خويش در مقابل اين گونه اشخاص بايستى به بيدار كردن راهروان بپردازند ، نه ريشخند به اين بىصلاحيتها ، زيرا به قول پرودن اينان نادانتر و بنده از آنند كه شايستگى ريشخند راد مردان را داشته باشند . اين يك اصل است :
« كه سالك بىخبر نبود ز راه و رسم منزلها » .
به دست آوردن مقام استادى و رهبرى واقعى بدون عبور از راه پر سنگلاخ شناسايى امكان پذير نيست . سنگلاخ و فراز و نشيب شناسايى مخصوصاً در جهان بينى مانند آن كاسه هاى آب است كه به لولهء تلمبه ريخته مى شود تا آب منبع را بالا بكشد .
هر متفكرى كه در راه معرفت از پيچ و خمها و سنگلاخها عبور مى كند ، انديشه ها و دركهاى درونى خود را به آنها اضافه مى كند و سيستم شناسايى مفروض از مجموع محصول آن پيچ و خمها و جوشش انديشهء شخصى به وجود مى آيد .
به كار انداختن و جوشاندن انديشه هاى درونى چيزى است كه به مشاهده از نزديك نيازمند است و در بعضى از افراد به تحريكات روانى استاد و رهبر احتياج دارد .
همان طور كه جلال الدين متذكر شده است بدون اين مشاهدهء نزديك :
((٥٨٨)) هر كه در ره بىقلاووزى رود هر دو روزهء راه صد ساله شود
بىاعتنايى به اين اصل در عقب ماندگى و ركود ، در شكوفان شدن فرهنگ انسانى تاثير بسزايى داشته است .
تفسير ابيات [ براى اين كه كسب ارزش و شرافت را به وسيلهء مجاورت و انتساب به خوبى درك