تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٢ - تفسير ابيات
كه عاقبت كارشان به چه رسوايى منجر گشت .
اين نفس پليد حيوانى آتش در دودمان هستى ما مى زند . اى خدا آن چه را كه نفس پنهانش مى كند ، فاش كن و رسوايش بساز .
اين نفس همان چرب كنندهء سبيل است كه ادعاى دولت مى كند و حقيقتش تكذيبش مى كند .
لافها مى زند كه خدا به من كرامتها و محبتها دارد ، با اين ادعاى دروغين شاخه هاى رحمت الهى را با دست خود از ريشه بر مى كند .
آن گرسنهء نگون بخت كه ادعاى سيرى مى كند ، تمام اجزاى درونى و برونىاش نفرينش مى كنند كه اى لاف زن دروغگو ، تو در بارهء ما خبر دروغين مى دهى ، ما از گرسنگى در زير بار شكنجهء بىنوايى در معرض نابودى قرار گرفتهايم از بهاران دم مى زنى و باد خزانى گلشن هستى ما را فرسوده كرده است آرى شكم آن سبيل چربين ، دشمن سبيلهاى او شده در نهانى بنفرينش پرداختهاند : كه اى خداوند دانا لاف لئيمانه مدعى زورگو را رسوا كن ، باشد كه شفقت و عطوفت مردم با رحم و محبت ، به ما تحريك شود .
بالاخره دعاى شكم مستجاب مى شود و سوزش احتياج واقعى شكم آشكار مى گردد و گربه دنبه را مى برد آن خداوندى كه فرموده است : هر كس و لو فاسق و بت پرست باشد ، اگر مرا حقيقتاً بخواند ، دعاى او را مستجاب خواهم كرد [ دعاى شكم يك انسان معتدل را هم مستجاب خواهد فرمود ] بياييد در زندگانى يكى از دو كار را بر گزينيد يا صدق و صفا پيشه كنيد و راست بگوييد ، يا اقلا خاموش باشيد و تدريجاً شايستهء پذيرش رحمت الهى گرديد : نيز مبادا از دعا كردن ملول و فرسوده شويد كه دعا شما را از دست غول نفس و ساير عوامل مخرب نجات خواهد داد .