تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٤٠ - آيه
روايات
آن جا كه رويداد اسرار آميز دو خصم را رو در روى هم قرار مى دهد و هر يك به ديگرى خيره مى نگرد .
عبادت و حركات تو را در گروه سجده كنندگان مى بيند . او است شنوا و دانا . ) روايات « عن النَّبىّ ( ص ) نحن الآخرون السابقون » .
( پيامبر اكرم فرموده است : ما مسلمانان در آخر امتها آمدهايم ، ولى بر همه سبقت خواهيم گرفت . ) [ مدرك اين روايت در گذشته تعيين شده است . ]
((١١١٠)) من از ايشان خيره ايشان هم ز من از بهارى خار ايشان من سمن
آن جا كه رويداد اسرار آميز دو خصم را رو در روى هم قرار مى دهد و هر يك به ديگرى خيره مى نگرد .
شدت و ضعف خيرگى هر يك از دو خصم به ديگرى ، تابع اشتياق و اعتقاد به دو ايده آل متضاد است كه هر يك از آن دو خصم به يكى از دو ايده آل مفروض گراييدهاند هر يك در دل خود مى گويد : شگفتا اين طرف من چه فكر مى كند و چه مى گويد :
در داستان مورد بحث ما خيرگى موسى عليه السلام به فرعون ، معلول آن است كه موسى عليه السلام خدا و نظارت او را بر جهان هستى و ناچيزى فرعون و وقاحت ادعايش و آزادى مقدس انسانها و برده پرستى فرعون را مى بيند ، قيافهء موجوديت فرعون براى او غير قابل هضم مى باشد و مى گويد :
((١١٠٨)) اى عجب چون مى نبيند اين سپاه عالمى پر آفتاب چاشتگاه
((١١١١)) پيششان بردم بسى جام رحيق سنگ شد آبش به پيش آن فريق
((١١١٢)) دستهء گل بستم و بردم به پيش هر گلى چون خار گشت و نوش نيش
يعنى چه ؟ خداوندا مگر اين فرعون چشم ندارد ، عقل ندارد ؟ مگر نمى بيند و نمى انديشد كه هستى به اين عظمت خداى با عظمتترى دارد كه تمام مخلوقات يك سره نهال باغ او هستند ؟