تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٥ - دعا تنها براى بر آورده شدن احتياجات نيست
خداوندى به سر و صورتش ، او را بهيجان آورده است .
اغلب متفكرين و نوابغ بزرگ كه درك موقعيت خود را در دو قلمرو انسان و جهان جدى تلقى نمودهاند ، از مشاهدات سطحى بالاتر مى روند ، باز بالاتر و بالاتر مى روند . اندكى از معلومات به طور موقت فريبشان نمى دهد ، تا آن گاه كه بناتوانى قطعى خويشتن آگاه شوند و با جملهء :
« رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ اَلنَّارِ ٣ : ١٩١ . » [١] نيايش خود را آغاز كنند .
گروه ديگر به اين زوديها نمى توانند از دام خود فريبى با محدوديت معلوماتشان رهايى پيدا كنند ، مى روند و مى روند تا به حفره هاى مسائل عالى هستى سر بكشند . در آن جا به خيال خود با ثبات و نفىهاى پى در پى مشغول مى شوند . ميان مغز خود و آن مسائل عالى كشاكش بس شديدى ايجاد مى كنند ، در آن ميدان تنها خودشان را مى بينند ، اگر آنان هم خود را در راه به بينند و مانند اسب آب كش چشم بسته بدور خود بر نگردند ، مناجاتشان در صورت اثبات و نفى و احتجاج بر مى آيد و محراب پرستش شان به شكل استفهام ( ؟ ) جلوه مى كند .
دعا تنها براى بر آورده شدن احتياجات نيست گروه فراوانى از هشياران در ميان مستان سراغ داريم كه سر تا پاى وجود آنان ، تفكرات و تصميمات و اراده و آزادى آنان رنگ نيايش داشته ، سرور و شعفشان تمام اندوه مادى آنان را تحت الشعاع قرار داده ، مى گويند :
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرم ازوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم ازوست
نيز مى گويند :
چه عروسى است در جان كه جهان ز عكس رويش چو دو دست نو عروسان تر و پر نگار بادا
[١] سوره آل عمران ، آيهء ١٩١ . .