تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٤٣ - قسم يكم - حيرت ابتدايى و سطحى
هيچ جاى ترديد نيست كه جلال الدين و خود عطار هم نه تنها پديدهء انديشه را يكى از عالىترين محصول وجود انسانى معرفى كردهاند ، بلكه اگر از آنان بپرسيد : شما اين مراتب دانش و فضيلت و معرفت را چگونه به دست آورديد ، جاى ترديدى نيست كه به شما پاسخ خواهند داد كه :
انديشه ، انديشه ، انديشه .
مى توان گفت : هيچ چيز مانند انديشه نمى تواند استعدادها و نيروهاى انسانى را به فعليت برساند و آنها را بارور بسازد . هر فكرتى حجابى از چهرهء ملكوتى انسان بر مى دارد و آن را به موجوديت طبيعى او نشان مى دهد و تا عالىترين مقام ممكن رهنمونش مى گردد . با اين وضع اين سؤال پيش مى آيد كه چرا گروه فراوانى از عرفا و متفكرين والا مقام به تحير و بهت زدگى ابراز علاقه مى كردند ؟ مگر حيرت و بهت زدگى ضد انديشه نيست ؟ مگر تحير و مات گشتن در شك و ترديد غوطه ور شدن نيست ؟ براى بيان پاسخ اين سؤال به تقسيم حيرت به اقسام خود نيازمنديم :
قسم يكم - حيرت ابتدايى و سطحى همهء ما در اولين ورود به جايى كه داراى پديده هاى جديدى براى ما بوده باشد دچار حيرت مى شويم ، مخصوصاً هر اندازه كه آن پديده هاى جديد از معلومات قبلى ما بيگانه تر باشد به حيرت ما افزوده تر مى شود .
البته اين حيرت در دنبال مقدارى از آگاهى به رويدادها و پديده ها بروز مى كند . آگاهى مفروض مانند انعكاس اشياء در آيينهء صاف و صيقلى ، انعكاسى است ابتدايى كه از منطقهء يقين و گمان و ترديد و حيرت بر كنار است ، مانند آگاهى ابتدايى كودك به اشياء خانه و گلها و درختان و آدميان و . . . [١]
[١] البته اين مسئله را هم در نظر بايد داشت كه بعضى از عكس العملهاى نوزاد در مقابل اشياء و رنگها و حركات ، مانند خندهء روانى و كيفيت جولان چشم او مى تواند از داشتن يك سرمايه از هستهء معلومات آپريورى ( قبلى ) كشف كند ، ولى ما در اين مبحث در قلمرو و تجربه هاى عينى گام برمى داريم ، لذا مسئله فوق را در اين مورد مسكوت مى گذاريم . .