تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٤ - تفسير ابيات
همهء اشخاص را براى مدتى مى توان از حقيقت دور و بر كنار ساخت ، اما همهء اشخاص را براى هميشه نمى توان فريفت .
تفسير ابيات آن مرد ناصح به آن گرسنگان مى گويد : اگر مى خواهيد دل و جانتان به مشقت نيفتد ، پند مرا بشنويد ، به همان گياه و برگ ناچيز خودتان قناعت بورزيد ، قصد شكار بچه هاى پيل را در دل نپرورانيد . من به حكم :
« وَما عَلَى اَلرَّسُولِ إِلَّا اَلْبَلاغُ ٢٤ : ٥٤ . » [١] ( براى رسول جز ابلاغ حقيقت تكليفى نيست ) .
دين ابلاغ را ادا كردم ، هميشه عمل به نصيحت مردان دانا و پاك نيست سعادت را در دنبال دارد . من براى اين كه شما را از پشيمانى بعدى كه سودى نخواهد داشت نجات بدهم ، رسالت انسانى خود را در ميان نهادم .
هشيار باشيد ، مبادا طمع حيوانى به شكل راه زن مسلح در آيد و به عوض برگ و توشهاى ناچيز ، ريشهء هستى شما را از اين جهان بر كند .
اين نصيحت راد مردانه را كرد و خير پيش گفت و رفت . آن چند نفر هم به راه خود رفتند و تدريجاً گرسنگى و بىنوايى شان شدت مى يافت . در اين هنگام در كنار جادهاى بچه فيل نوزادى را ديدند كه فربه و چربى بود ، طاقت از دست داده مانند گرگهاى مست به جان بچهء فيل افتاده آن را خوردند و دستهايشان را هم شستند .
يكى از آن عده به طمع خود پيروز شد و در خوردن گوشت بچهء فيل شركت نكرد ، زيرا نصيحت آن مرد بزرگ را بياد داشت كه از كشتن و خوردن بچهء فيل بر حذرشان داشته بود . سخن حيات بخش آن ناصح نگذاشت دست به كباب گوشت بچه فيل بيازد ، آرى بخت نو عقل ورزيده را نتيجه مى دهد .
پس از آن كه از خوردن گوشت بچهء فيل فارغ شدند ، بخواب سنگينى فرو رفتند .
[١] سوره المائدة ، آيهء ٩٩ . .