تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٦ - تفسير ابيات
هيچ يك از حركات و سكنات تو از زنجير هستى كه به ابديت وصل شده است گسيخته نمى باشد ، ابديت در بارهء ناچيزترين كارى كه امروز صورت مى دهى محاسبهاى خواهد داشت . با توجه به اين اصل امكان ندارد كه دست به تعدى ديگران بيالايد ، خلاف واقع بگويد ، براى يك دستمال قيصريه را آتش بزند ، لحظهاى از خدا غفلت بورزد .
شما اى مربيان بشرى شما اى فلاسفه عالى مقام كه در صدد شناسايى انسان و اصلاح آن بر آمدهايد ، از وجدان پاكتان بپرسيد : آيا مى توانيد اصلى شايسته تر و محركتر از اصل آزمايش براى اصلاح انسانها نشان بدهيد ؟ شما صدها اصل و قانون و توجيه و تفسير در بارهء انسان و اصلاح شئونش به راه انداختهايد و خودتان هم مى دانيد كه : هنوز چنگال فلسفهء توماس هابس و اپيكور و ماكياولى را نتوانستهايد از درون آدميان بيرون بياوريد ، مدتى هم اگر چه براى آزمايش بوده باشد ، اصل فوق را تصفيه و ترويج كنيد .
تفسير ابيات مرد پستى دنبه پارهاى پيدا كرد ، در هر بامداد سبيل خود را با آن چرب مى كرد و ميان خوش گذرا نمى رفت كه من هم غذاى چربى خوردهام . [ به اين قناعت نمى كرد كه برود و با آنها بنشيند و خود آنان چربى را در سبيل و لبان او ببينند ، بلكه ] .
((٧٣٤)) دست بر سبلت نهادى در نويد رمز ، يعنى سوى سبلت بنگريد
((٧٣٥)) كاين گواه صدق گفتار من است وين نشان چرب و شيرين خوردن است [
اين دعواى دروغين و تظاهر رياكارانهاى بود كه سبيل و لبان او به راه انداخته بود ، ] اما شكم او چه مى كرد و چه مى گفت ؟ :
صداى قرقر شكم بدون معطلى عملا جواب او را مى داد ، گويى مى گويد : « خدا حيله پردازى مردم كافر را محو كناد . » اى تبه كار پست صفت ، باد و بروت و