تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - تفسير ابيات
آن يك مرد كه چيزى نخورده بود با شكم گرسنه بالاى سر آن در خواب رفتگان پاسبانى مى كرد .
[ اين هم يك اصل ديگر : در همهء دورانها و در همهء جوامع بشرى بار ديوانگان به دوش عقلا است كه از مزاياى مادى غالبا محرومند . ] در اين موقع بود كه فيل سهمناك و خطرناكى پيدا شد و ابتدا به سراغ پاسبان گرسنه آمد ، سه بار دهان او را بوييد و بوى ناگوارى از دهانش در نيافت . چند بار ديگر دور همان پاسبان گشت و او را پاك يافت و بدون اين كه آزارى به او برساند كنار رفت . سپس به سراغ آن خفتگان كباب خورده آمد و يكايك آنها را بوييد و بوى گوشت بچهء خود را احساس كرد و فهميد كه بچه اش را كشته و گوشتش را كباب كردهاند ، بىدرنگ و بدون آن كه شكوه و عظمتى از آنها در دل راه بدهد ، يكايك آنها را به هوا مى انداخت و بر سر به زمين مى زد و مى دريد و مى كشت و متلاشيشان مى ساخت .
اى خونخواران دژخيم اين قدر دست خود را به خون مردم نيالاييد ، مال مردم كه نتيجهء دسترنج آنها است بمنزله خونى است كه در رگهايشان جارى است ، با گرفتن خون ديگران ، با دست و پاى خود به سراغ نيروهاى نابود كننده نرويد .
مگر نمى دانيد كه به دست آوردن مال به صرف نيرو نيازمند است ؟ آن تبه كاران كينهء مادر فيل را در بارهء خويش به هيجان آورده و تشديد كردند .
مگر نمى دانيد كه اين همان كينهء انتقام جويى است كه روزى دمار از روزگارتان در مى آورد .
بويى كه از دهان آن طمع كاران منتشر مى گشت ، مادر فيل را به سراغ آنها كشانيد و رسوايشان ساخت .
آرى ، فيل بوى دشمن خود را بخوبى مى شناسد . بدينسان آن پيامبر اكرم كه بوى رحمانى را از يمن در مى يافت ، بوى باطل و خبيث مرا كه در نزديكش نشستهام احساس خواهد كرد . آن پيامبر بر گزيده كه از راه دور بوى الهى يك بنده پاك را در مى يابد ،