تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١١ - ١ - شناسايى اشياء با اضداد خود
جز به ضد ضد را همى نتوان شناخت چون ببيند زخم بشناسد نواخت [١] نفى ، ضدّ هست باشد بىشكى تا ز ضد ضد را بدانى اندكى [٢] آن جهان را ديده باشد پيش از آن تا بدان ضد اين ضدش گردد عيان [٣]
اصل شناخت اشياء با اضداد خود تاريخ بس طولانى دارد ، يعنى اين اصل از روزگار قديم در قلمرو شناسايىهاى فلسفى و علمى مورد توجه قرار گرفته است كه :
« تعرف الاشياء باضدادها » .
( اشياء با اضداد خود شناخته مى شوند ) .
ما در بارهء اين اصل در مجلدات پيشين مباحثى را مطرح كردهايم . اكنون براى توضيح بيشتر لازم مى دانيم كه اولا به مراتب معرفت اشياء اشاره كنيم :
الف - در شناسايى هر شىء ، محدوديت و تشخص شىء شناخته شده ، اولين شرط لازم معرفت مى باشد . چيزى كه واقعيت معين نداشته و داراى هيچ گونه نمود مشخص نيست قابل شناسايى هم نيست . اگر تمام عرصهء هستى يك بعد ممتدى مى بود ، ما نمى توانستيم چيزى را بشناسيم ، اين امتداد تفاوتى با خلا محض نداشت ، مگر از آن جهت كه بعد مفروض يك امر وجودى است كه در مقابل درك ما گسترده شده است ، ولى خلا محض چيزى نيست و عدم محض است .
بدين جهت است كه گفتيم محدوديت و تشخص به وسيلهء نمود ، اولين شرط لازم شناسايى يك شىء است ، دو مفهوم ( محدوديت و تشخص ) لازم و ملزوم يكديگرند ، تشخص بدون محدوديت امكان پذير نيست و محدوديت هم بدون مرزى كه شىء محدود را حد اقل از جنبهء كميت مشخص مى كند قابل تصور نمى باشد . اين تشخص محصول نمودهايى از كيفيت و كميت و حركت و سكون و . . . مى باشد كه اضداد آن
[١] دفتر پنجم ، ص ٢٨٨ ، بيت ٥١ . .
[٢] دفتر ششم ، ص ٣٥٣ ، بيت ٤٦ . .
[٣] دفتر ششم ، ص ٤١٨ ، بيت ٧٣ . . تبصره : شمارهء صفحات و ابيات مطابق نسخهء كلاله خاور رمضانى ثبت شده است . .