تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٩ - مزايا و پديده هاى با ارزش متكى به اصل و منبعى است
در جلد اول از تفسير و نقد و تحليل مثنوى « مسائلى را در بارهء ضد و تضاد مطرح كرديم ، اينك مى خواهيم نظريهء جلال الدين را در بارهء تضاد در مجموع دفترهاى مثنوى مورد بررسى قرار بدهيم . يك نكته را به عنوان مقدمه متذكر مى شويم :
به طور كلى هر گونه اصطلاحات فلسفى را كه در دفترهاى مثنوى ديده مى شود ، مانند : علت و معلول ، سبب و مسبب ، كيفيت و كميت ، ضد و تضاد و . . . نبايد به معانى و قواعد فلسفى كه تا دوران جلال الدين جستجو كرد ، نه در كتابهاى ارسطو ، افلاطون ، و فيلون اسكندرى و ابن سينا و محمد بن زكرياى رازى و . . . شايد از خود بيانات جلال الدين هم در آن مورد كه به فلسفه و جرّ و بحثهاى معمولى آن مى تازد ، بتوان اين معنى را استفاده كرد . لذا بايد در هر مورد كه يك اصطلاح خاص فلسفى يا علمى را به كار مى برد ، خصوصيتهاى همان مورد را در نظر بگيريم و وضع روانى جلال را در آن مورد بهدست آورده و مقصودش را دريابيم . يكى از آن موضوعات علمى و فلسفى كه جلال الدين در مجموع دفترهاى مثنوى در حدود بيش از صد بيت آورده است ، موضوع ضدّ و تضاد است كه با جلوه ها و احكام مختلفش او را به خود جلب كرده است . [١] ما همهء ابيات مربوط به ضد و تضاد را كه داراى مسائل مهمى است ، جمع كرده و در اين مبحث مطرح مى كنيم :
[١] موضوعات ديگرى از قبيل جزء و كل ، علت و معلول ، حس و محسوس ، عقل و عاقل و معقول ، موج ، جان و دل . . . در مثنوى در جلوه ها و خواص گوناگون ديده مى شود كه ما آنها را از همهء دفاتر ششگانهء مثنوى جمع كرده ، تدريجاً در مباحث آينده مورد بررسى قرار خواهيم داد . .