تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٦ - هنگامى كه به چاه خطرناك حوادث سر نگون شديد تا بتوانيد آرامش خود را از دست ندهيد
موفق بودهاند كه با حوادث تلخ و ناگوارىهاى زندگانى بيشتر روبه رو شدهاند .
ناز پروردگان در همهء تاريخ معتكفان آشپز خانه ها بودهاند كه ديگران مى كوشيدند و موضوعات مفيدى به دست مى آوردند و به جبار قانونهاى موضوعه يا به جهت پر رويى آشپز خانه نشينها ، مى آوردند و به دست ميخكوب شدگان مطبخ سراها مى دادند .
تعجب در اين است كه اين ناز پروردگان شكم پرور به آن موتورها و رانندگان ماشين تاريخ دستور هم مى دادند به هر حال ، از مجموع ملاحظات روانى و تاريخى انسانها معلوم مى شود كه تنها حادثه شناسى و موقعيت يابى در فراز و نشيب و راه پر سنگلاخ رويدادها براى موفقيت كافى نبوده ، اگر چه شرط لازم آن بوده است ، بلكه ارادهء آهنين رهروان بوده كه توانسته است در موقع روبه رو شدن با هر يك از گردابهاى خطرناك ، قشرى از گرد و خاك امكان ندارد و هرگز نمى شود كه در مقابل حوادث ناگوار و سخت ، سطح طبيعى روح را افسرده مى سازد بر كنار نمايد . نيروى روانى موفقيت در زندگانى فردى و دسته جمعى ، همواره به دو رشتهء مساوى تقسيم مى شود :
رشتهء يكم - تحريك به پيش رفت و راه باز كردن براى به دست آوردن موقعيت بهتر .
رشتهء دوم - تحريك به خود دارى و مقاومت براى خنثى كردن اضطراب در مقابل رويدادهاى سخت و ناملايم .
هيچ يك از دو رشتهء فوق بدون ديگرى نمى تواند موفقيت انسانى را تضمين نمايد و تقويت هر يك از آن دو بيش از اندازه ، تعادل را مختل ساخته انسان را با شكست مواجه مى سازد