تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٤ - تعريف آزمايش
مى خواهم در آن سمت كه فضاى دسته جمعى تعيين كرده است مى افزايد .
اشخاصى كه از تندرستى برخوردار ، ولى در بارهء شخصيت خود حال معتدل ندارند مثلًا از خود متنفر هستند ، يا بيش از اندازه خود را مى پرستند ، نتايج متضادى در هنگام آزمايش نشان خواهند داد .
به عنوان مثال خود يا شخصيت انسانى را كه در بارهء خود ملول يا متنفر است در نظر مى گيريم :
ملالت داشتن ، يعنى نسبت به شخص خود نفرت داشتن و يا به گفتهء مردم « تحمل خود را نداشتن » در اين صورت انسان از خويشتن گريزان است و مى خواهد از من خود فرار كند و هيچ چيز مشتركى با آن نداشته باشد وقتى كه اين بيزارى به حد اعلاى خود رسيد ، انسان خود را مانند بزرگترين دشمن خويش مى كشد و از پا در مى آورد .
راسين در اين شعر مشهور برنيس ملالت را به همين معنى كه معنى لغوى كلمه است آورده است :
« در بيابان خشك مشرق چه ملالتى بر من روى كرد » اين كلام آنتيوخوس است در فراق برنيس كه از فلسطين مهاجرت كرده و دنبال تيتوس به روم رفته است . اين زن تمام زندگانى آنتيوخوس را اشغال كرده و با مفارقت او هيچ چيز براى آنتيوس باقى نمانده است و ديگر در اطراف خود چيزى نمى بيند . . . » [١] اين يك پديدهء معمولى است كه در افراد فراوان مشاهده مى كنيم ، توقع استخراج و به دست آوردن هدفهاى معمولى روح يك انسان معتدل از اين گونه خودهاى فرارى و گمشده بىهوده و غلط است .
مثل انسان در حال آزمايش فردى شبيه به بررسى يك دانه كوانتم جهان اتمها است ، اگر بخواهيم با او روبه رو شده ، مورد بررسىاش قرار بدهيم ، من آن فرد با ما تماس
[١] پرورش ذهن ، چگونه روحهاى محكم و زنده بسازيم ، ه . موسيه ، ترجمه احمد آرام . .