تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٤ - قصهء هاروت و ماروت و دليرى ايشان بر امتحان حق تعالى
قصهء هاروت و ماروت و دليرى ايشان بر امتحان حق تعالى [١]
((٧٩٦)) چون حديث امتحان رويى نمود يادم آمد قصهء هاروت زود
((٧٩٧)) پيش ازين ز ان گفته بودم اندكى خود چه گويم از هزارانش يكى
((٧٩٨)) خواستم گفتن در آن تحقيقها تا كنون واماندم از تعويقها گوش دل را يك نفس اين سو بدار تا بگويم با تو از اسرار يار
((٧٩٩)) جملهء ديگر ز بسيارش قليل گفته آيد شرح يك جزوى ز نيل
((٨٠٠)) گوش كن هاروت را ماروت را اى غلام و چاكران ماروت را
((٨٠١)) مست بودند از تماشاى اله وز عجايبهاى استدراج شاه
((٨٠٢)) اين چنين مستى است ز استدراج حق تا چه مستىها دهد معراج حق
((٨٠٣)) دانهء دامش چنين مستى نمود خوان انعامش چه ها داند گشود
((٨٠٤)) مست بودند و رهيده از كمند هاى و هوى عاشقانه مى زدند
((٨٠٥)) يك كمين و امتحان در راه بود صرصرش چون كاه كُه را مى ربود
((٨٠٦)) امتحان مى كردشان زير و زبر كى بود سر مست را زينها خبر
((٨٠٧)) خندق و ميدان به پيش او يكيست چاه و خندق پيش او خوش مسلكيست
آيه « وَاَلَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ٧ : ١٨٢ . » (٢) ( آنان كه آيات ما را تكذيب كردند ، تدريجاً آنها را به هلاكت مى فكنيم ، در حالى كه نمى دانند ) .
[١] داستان هاروت و ماروت را در جلد دوم ص ٥٤٨ مشرحاً بررسى كردهايم ، مراجعه شود . در آن مبحث گفتيم كه : هاروت و ماروت دو فرشته بودهاند كه معصيت نكرده بودند و سند نظريهء جلال الدين در اين موضوع مورد اطمينان نيست . .
(٢) سوره الاعراف ، آيهء ١٨٢ . .