تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨ - ٥ - دين گرايى
مطابق منطق و عقل سليم بوده ، احتياجات و ضرورتهاى بشرى را در مسائل فوق ملاك و منشا قانون قرار داده است .
پيش روان يك جامعه احكام و قوانينى را كه با شرط عدالت و آگاهى از رويدادهاى زندگانى اجتماعى و فردى ، ضرورى و شايسته تشخيص دادهاند ، بدون ترديد مطابق تكاليف و قوانين كلى دينى خواهد بود و به عنوان مثال هنگامى كه قانون گذاران يك جامعهء اسلامى كه داراى دو شرط عدالت و علم هستند تشخيص دادند كه اين جامعه بايستى صنعتى شود تشخيص مزبور در حدود دو شرط منطقى خود باز گو كنندهء مشيت الهى خواهد بود ، قانونى كه بر تشخيص منطقى فوق استوار شود يكى از حدود الله است . » . . . وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ الله فَأُولئِكَ هُمُ اَلظَّالِمُونَ ٢ : ٢٢٩ . » [١] ( كسانى كه از حدود خدايى تجاوز كنند ستمكارانند ) .
ملاحظه مى شود كه دخالت منطق و عقل انسانها در اين نوع از تكاليف اساسىترين دخالت است كه قابل تصور مى باشد .
پس در پديده ها و رويدادهاى منطقى زندگانى ، دين اسلام انسانها را نه به تعبد وادار مى كند و نه افراد و اجتماع را برسوم و قوانين دوران ظهور دين مجبور مى سازد ، بلكه آن پديده هاى زندگى را كه بشر در موقع عبور از گذرگاه تاريخ با آنها سر و كار پيدا مى كند خواه از نظر اقتصادى و خواه از نظر روابط اجتماعى و سياسى و اخلاق عملى مانند كفهاى ناپايدار معرفى مى كند كه چند صباحى روى سطح اقيانوس تاريخ سر مى كشند و سپس محو مى گردند . بنا بر اين رسوم و قوانينى هم كه از آن كفهاى ناپايدار اتخاذ مى شود و آنها را توجيه و تفسير مى كند موقتى و رو به زوال خواهد بود ، دورهء آسياهاى بادى و بردگى و كشاورزى روستايى و . . . همه اينها پديده هايى مانند كفها بودند كه رسوم و قوانين مناسب به خود ايجاد نموده سپس
[١] سوره البقرة ، آيه ٢٢٩ . .