تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٦ - هنگامى كه هدف صحيح است شخص اميدوار در تمام لحظات اميد گام در هدف بر مى دارد
به وجود آوردن آن نوميدى كه روح را به فعاليت وادار مى كند ، يك شرط اساسى دارد و آن اين است كه با شكست خوردن در اميد ، به حقارت و محدوديت و ناتوانى خود واقعاً متوجه شود و حالت تسليم صد در صد كه بندرت اتفاق مى افتد بر خود بپذيرد ، در اين وضع روانى خواه يك انسان آگاه بوده باشد يا در حال غفلت به سر ببرد روح دريچهء اسرار آميزى را ببارگاه خداوندى باز مى كند و روشنايى عظمتى را كه او را در خود غوطه ور ساخته است ، درك مى كند و مى بيند كه بمجرد احساس حقارت و ناتوانى ، تسليم ارادهء مطلق منبعى گشته است كه روشنايى مزبور از آن فروزان مى گردد و تحرك و پيروزى از همين نقطه شروع مى شود .
هنگامى كه هدف صحيح است شخص اميدوار در تمام لحظات اميد گام در هدف بر مى دارد شخص يا جامعهاى كه اميد وصول به يك هدف صحيح در روحش پديدار گشته است ، چنان نيست كه در امتداد اين اميد حالت خلاء روحى را سپرى كند ، توضيح اين كه مردم معمولى گمان مى كنند : هنگامى كه انسان هدفى را براى خود مشخص ساخت و آن هدف مطابق جريانات قوانين هستى قابل وصول بود ، از آغاز منظور نمودن هدف تا رسيدن به آن ، دست خالى بوده و اميد براى او يك لذت روانى است كه فقط از تجسيم آيندهء مطلوب به وجود آمده و ادامه پيدا كرده است .
اين گمان كاملًا بىهوده در نتيجهء عدم توجه به دو نوع هدف بانسان دست مى دهد ما بايستى ميان دو نوع مهم از هدف فرق منطقى بگذاريم :
نوع يكم - هدف معمولى - هنگامى كه حقيقتى را براى خود هدف تلقى مى كنيم ، مى دانيم كه دست يافتن به هدف مزبور احتياج بگذشت زمان و رويدادهاى زيادى دارد و ما نمى توانيم قطعهاى از زمان را كه هنگام تحقق هدف است ، از رشته طولانى زمان بريده حتى يك لحظه پيشتر بكشيم و نيز نمى توانيم : صدها يا هزاران رويداد كه ميان موقعيت ما و نقطهء هدف به وجود خواهد آمد ، از زنجير حوادث گسسته و كنار بگذاريم .