تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٧ - به ناله ها و شكوه هاى رنج ديده گان جامعه گوش فرا دهيد ، اين است حقوق واجبهء گوش كه بايد ادا كنيد آن گاه ترتيب اثر بدهيد
« يا مُوسى أَقْبِلْ وَلا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ اَلآمِنِينَ ٢٨ : ٣١ . » [١] ( اى موسى روى بياور و مترس تو از آنان هستى كه در امن مى باشند . )
((٤٨٢)) گوش را اكنون ز غفلت پاك كن استماع هجر آن غمناك كن
((٤٨٣)) آن زكاتى دان كه غمگين را دهى گوش را چون پيش دستانش نهى
((٤٨٤)) بشنوى غمهاى رنجوران دل فاقهء جان شريف از آب و گل
به ناله ها و شكوه هاى رنج ديده گان جامعه گوش فرا دهيد ، اين است حقوق واجبهء گوش كه بايد ادا كنيد آن گاه ترتيب اثر بدهيد گوش آدمى با آن ساختمان و فعاليت شگفت انگيزش ، همواره در حال گيرندگى امواج گوناگونى است . اطلاعات زشت و زيبا و فرح بخش و هولناك به وسيلهء امواج به گوش او منتقل مى شود ، به طور طبيعى انسان هميشه تمايل دارد كه سخنان و صداهاى ملايم و خوشايند را بشنود نه سخنان و صداهاى كراهت آميز و رنج آور را .
اين مى خواهم منحصر به فعاليت گوش نيست ، بلكه انسان مى خواهد هميشه چشمان او با مناظر خوشايند و دل ربا روبه رو شود ، ذائقه اش طعمهاى نيكو را بچشد . . . وادار كردن گوش و چشم و ذائقه به اين گونه فعاليتها از خود طبيعى آدمى سرچشمه مى گيرد كه بيش از يك مى خواهم ندارد و آن عبارت است از :
« جهان هستى وسيلهء لذت جويى من . »
[١] سوره القصص ، آيهء ٣١ . .