تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٨ - هر وقت كه كلمهء الله را از روى ايمان و با توجه واقعى از دل بر آوريم لبيك الهى جان ما را نوازش مى دهد
آن كاه بىوزن و محقر است كه به هر بادى از جاى در مى آيد و مى جهد ، اما كوه كه داراى وزن بس سنگين است ، اعتنايى بباد ندارد . اگر درست توجه كنيد ، خواهيد ديد از هر طرف صداى راه زنان غول صفتى شما را مى خواند و مى گويد : اى برادر من اگر راهى مى خواهى كه تو را به مقصد برساند ، دنبال من بيا ، راهنماى تو منم ، در راهى كه خواهى رفت همراه و رفيق توام پيش رو تو در اين راه بسيار باريك منم .
اين راه زنان غول صفت دروغ مى گويند ، نه پيش رو تو هستند و نه راهى را مى توانند تشخيص بدهند . اينان همان گرگها هستند كه وسيلهء نابودى يوسف صفتان انسانها مى باشند .
مى دانيد حزم و هشيارى چيست ؟ حزم و هشيارى آن است كه لقمه هاى چربين و دانه هاى شيرين و خوش خوراك اين زندگانى مادى شما را نفريبد .
اگر درست به خود بياييد خواهيد ديد اين لقمه ها نه چربى دارد و نه نوشى . اين ظواهر فريبنده همان ساحران پليدند كه بگوش ساده لوحان مى دمند و مى گويند : بيا مهمان ما باش ، خانهء ما از آن تست و تو از آن مايى .
زيركىها و هشيارىها موقعى نتيجه مى دهد كه تو را از سقوط در دامهاى حيوانى جلوگيرى كند . در آن موقع كه تو را به سفرهاى رنگارنگ و فريبنده ى ماديات دعوت مى كنند ، از گفتن اين جمله دريغ مدار كه من زياد و بيش از حد معمولى خوردهام من بيمارم و خستهام ، با امثال اين جملات گليم خويش را از آب بيرون ببر . درست است كه اينان نوشى به تو خواهند داد ، اما نيشهاى فراوانى هم در دنبالش ، چنان نيشهاى زهرآگين كه درون تو را مجروح خواهد ساخت .
اگر طلاهاى فراوان پنجاه يا شصت در اختيار تو بگذارند ، اى ماهى ساده لوح ، آن طلاها گوشت پاره هايى است كه در دام گذاشتهاند تا تراشكار كنند .
آن حيله گران ماهر چيزى به تو نخواهند داد ، دامنت را در مقابل نان باز مكن زيرا گردوهايى كه مى خواهند بدامنت بريزند پوست خالص بوده مغزى ندارد ، گفتارهاى