تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٧ - ١٥ - مسئلهء يكم - عنصر اساسى گرديدن كدام است ؟
مبناى اين تحقيق فلسفى و علمى بر حركت ذاتى اشياء استوار است و مسلم است كه در هيچ يك از صحنه هاى طبيعت حركت مجرد از ماده و ماديات يا به عبارت عمومى تر : مجرد از واقعيت عينى كه حركت به وسيلهء آن به وجود بيايد ، امكان پذير نيست و اين واقعيت عينى خواه در درون اشياء باشد كه ( خود درون هم يك امر نسبى است ) خواه در برون اشياء بوده باشد ، ناچار از تماس با واقعيتهاى ديگرى است كه به جهت آن تماس ، تحولات مناسب بروز مى كند .
گروه ج - چنين مى گويد كه : بحث عنصر اساسى براى گرديدن و اين كه آن عنصر داخلى است يا خارجى ، يك بحث تجريدى است كه ممكن است از يك ديدگاه صحيح باشد ، ولى از ديدگاه ديگر باطل تلقى شود ، بهتر اين است كه ما ملاك گرديدن را بر مبناى قدرت به معناى عمومى بپذيريم ، به اين معنا كه در سلسلهء گستردهء طبيعت كه جهان تكاپو و ارتباط است ، موقعى كه واقعيتها رو در روى همديگر قرار مى گيرند گرديدن و سمت و مقصد آن را آن واقعيت تعيين خواهد كرد كه داراى قدرت بيشترى است ، خواه اين قدرت درونى باشد و خواه بيرونى ، اگر هم به طور اكثريت خواص درونى اشياء گرديدن و سر نوشت آن را تعيين مى كند ، اين اكثريت ناشى از يك علت منطقى ضرورى نيست ، حتى ممكن است بگوييم زمينهء طبيعى اشياء همان است كه گروه الف مى گويد ، ولى اين زمينهء طبيعى مانند مادهء خام گرديدنها است كه براى رسيدن به گرديدن ، مشروط به عدم تصادم با عوامل قوىتر مى باشد . گروه ج مساعدت نيروها را در جريانات و تحولات ، اساسىتر از همه چيز مى داند ، مى گوييم : در اين اصل ترديدى نداريم كه گرديدن و شدن به معناى محصول حركت پس از دورهء تفاعل و تكاپو تحقق پيدا مى كند ، اگر در جهان طبيعت اشيايى يافت نمى شدند كه با تماس با يكديگر به اختلاط و اتحاد برسند ، مسلماً گرديدن به معناى محصول حركت و تفاعل هم وجود نداشت .
از طرف ديگر اين حقيقت را هم درك مى كنيم كه اگر پديدهء گرديدن همان تفاعل و تكاپوى موجودات مخالف با يكديگر بوده به طورى كه بدون گرديدن تفاعلى وجود