تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - هر وقت كه كلمهء الله را از روى ايمان و با توجه واقعى از دل بر آوريم لبيك الهى جان ما را نوازش مى دهد
آنان كه خدا را بدون اشتياق و درد مى خوانند ، در حقيقت روح افسردهاى دارند كه ناخود آگاه گفتار و كردارهايى از آنان بروز مى كند كه معنى ندارد . خدا خواندن و خدا يافتن واقعى از اشتياق و دردى كه دل آدمى را مسخر كرده است سرچشمه مى گيرد . دل تسخير شده و مشتاق است كه با صداى پاك و صاف لبها را بحركت در مى آورد .
اى خدا اى مستغاث اى معين و . . . [ اينها ] كلمات فروزانى هستند كه از اعماق جان خدا خوان و خدا ياب حقيقى بر مى آيد . سگ ، آن جاندار بظاهر پليد ، اگر در راه خدا ناله كند يقين بدانيد كه جذبهاى آن ناله را به وجود آورده است كه من و شما آن را درك نمى كنيم ، هر جاندارى كه بموضوعى تمايل پيدا مى كند ، موانع وصول به آن موضوع كه در همه جا و همه وقت وجود دارد ، او را به ناله در مى آورد .
براى تصديق اين حقيقت كه حتى جانوران بىعقل جذبهء درونى دارند ، داستان سگ اصحاب كهف را در نظر بياوريد كه از پليدىها نجات پيدا كرد و سر سفرهء راد مردان نشست .
آن سگ به وسيلهء توجه الهى ، آب رحمت ربانى را تا روز رستاخيز در آستانه آن مغاره مى آشامد . براى به دست آوردن جام جذبهء حق ، اگر جان خود را از دست بدهى روا است . در دنيا پيروزى بدون جهاد و تحميل شدايد امكان پذير نيست ، در مقابل چنان پاداش با عظمت ، صبر و تحمل مشقت و تلخى ندارد ، لذا تا بتوانى صبر و شكيبايى داشته باش ، زيرا صبر كليد نجات و نيل به آرمانها است .
از اين كمينگاه پر خوف و خطر ماده هيچ كس بدون صبر و احتياط نتوانسته است رها شود ، احتياطى كه در زندگانى آدمى را موفق مى سازد دست و پايى دارد كه صبر ناميده مى شود . از خوردنهاى حيوانى بايد پرهيز كرد ، زيرا اين خوردنىها مانند گياه زهرآگين است ، جانب احتياط را مراعات كردن نور و نيروى پيامبران الهى است .