تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٠ - درست بنگريد ببينيد سؤال از كجا سرازير شده است ، جواب را از همانجا به دست بياوريد
و پيوستگى و گسيختگى و اين از آن ( عليت ) مى باشد .
اين حالت ما فوق امور مزبور است ، زيرا كه شخص با شناختهاى اجمالى ، همهء آنها را درك مى كند و از آن امور مى گذرد و دور نمايى از مجموع آنها را مى بيند . رو در رو قرار گرفتن با آن دور نما از يك طرف كه در نتيجهء ناديده گرفتن خود طبيعى بازيگر ، به دست آمده است و تابش پرتو جلال و جمال الهى به درون انسان در آن موقع كه باعث اشراف و سلطهء او بر آن دور نما است ، از طرف ديگر ، او را در عظمتى غوطه ور مى سازد كه اگر بهستى خود ادامه بدهد و از كالبد تن پرواز نكند ، در آن حيرت عالى و ايده آل فرو مى رود كه نشاط و شعف و وجد ، حتى عشق آن پديدهء فوق العاده خيره كننده و گرايش و معرفت و همه و همه در آن هضم مى شود .
ابيات شيخ فريد الدين عطار به استثناى بيت سوم كه بايستى مورد دقت بيشترى قرار بگيرد ، بعضى از خواص همين قسم از حيرت را باز گو مى كند .
((١١٣٧)) هم از آن سو جو جواب اى مرتضى كاين سؤال آمد از آن سو مر تو را
درست بنگريد ببينيد سؤال از كجا سرازير شده است ، جواب را از همانجا به دست بياوريد .
جلال الدين در بيت فوق واقعاً مطلب فوق العاده و ارزندهاى را باز گو كرده است و بجرات مى توان گفت : مضمون بيت داراى نكته ايست كه كمتر كسى از متفكرين به اهميت آن پى برده است .
توضيح اختصارى مضمون بيت فوق بدين قرار است :
به طور اغلب سؤالاتى كه براى انسانها مطرح مى گردد ، به شكل مسئلهء جداگانه و تجريد شده از عوامل و انگيزه ها تلقى مى شود .
لذا خواه خود آن كسى كه سؤال به او متوجه است و خواه كسى كه در صدد پاسخگويى به آن سؤال بر آمده است ، تمام معلومات و چاره جويىهاى خويش را به همان نقطهء جامد سؤال ، كه گويى هيچ گونه منشأ ندارد و يا يك عده عوامل سطحى باعث