تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - آيه
((٦٦)) گوش را بندد طمع از استماع چشم را بندد غرض از اطلاع
((٦٧)) همچنان كه آن جنين را طَمْع خون كاين غذاى اوست در اوطان دون
((٦٨)) از حديث اين جهان محجوب كرد خون تن را بر دلش محبوب كرد زين همه انواع نعمت ماند فرد غير خون او مى نداند چاشت خورد بر تو هم طمْع خوشىّ اين جهان شد حجاب آن خوشىّ جاودان طمْع ذوق اين حيات پر غرور از حيات راستينت كرد دور پس طمع كورت كند نيكو بدان بر تو پوشاند يقين را بىگمان حق تو را باطل نمايد از طمع در تو صد كورى فزايد از طمع از طمع بىزار شو چون راستان تا نهى پا بر سر آن آستان كاندران در چون در آيى وارهى از غم و شادى قدم بيرون نهى چشم جانت روشن و حق بين شود بىظلام كفر نور دين شود پند پيران را پذيرا شو به جان تا رهى از خوف و مانى در امان بشنو اكنون قصهء تمثيل آن تا بيابى در حقيقت نور جان
آيه « الله اَلَّذِي رَفَعَ اَلسَّمواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ١٣ : ٢ . . . » (١)
(١) سوره رعد آيهء ٢ و سوره لقمان آيهء ١٠ توضيح - با نظر به مجموع آياتى كه در بارهء آسمان و كرات وارد شده است ، اين حقيقت را مى توان به عنوان يكى از اصول جهان بينى اسلام معرفى كرد كه تمام اجرام و كرات فضايى حتى خود طبقات آسمان به وسيلهء نيروى غير محسوسى در فضاى بىكران ثابت يا در حركتند ، اين نيروى غير محسوس را جاذبهء كيهانى ناميدهاند ، در آيهء فوق اين نيرو با كلمهء عمد كه به معناى ستون است تعبير شده است . . در آيهء ٤١ از سورهء فاطر ، ثابت و جريان كرات فضايى و آسمانها و زمين را به خود نسبت داده و مى فرمايد : « ان الله يمسك السماوات و الأرض ان تزولا . . » . . ( خداوند آسمانها و زمين را نگه داشته است تا از موقعيت طبيعى خود زايل نگردند ) . . البته تمام سكنات و جريانات هستى از كوچك و بزرگ ، از حركت الكترونها در مدار خود تا كهكشانها در پهنهء فضاى پهناور همه و همه مستند به فيض بخشى خداوند است ولى بعضى از موضوعات كه داراى قوانين متافيزيكى هستند با استناد مستقيم به خدا مورد ياد آورى شدهاند ، مانند : روح و جاذبيت كيهانى كه با اولين ريشه گيرى رابطهء خود را به طور مستقيم با خداوند نشان مى دهند . .