تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٠ - ١٩ - يك - مرحلهء فردى
اين قسم را هم هورناى با عبارت بسيار ساده توضيح داده است و ما آن را هم نقل مى كنيم :
« بطريق ديگرى هم در بسيارى از اشخاص تضادهايى به وجود مى آيد كه نه تنها نامطلوب بلكه بليه ايست ، در دو مصيبت فوق العاده آزار دهنده كه سراسر زندگى شخص را تباه مى سازد .
تضادهاى دستهء اخير را محيط تربيتى كودك در او ايجاد مى كند . . . حالا ببينيم تفاوت اين دو نوع تضاد در چيست ؟ تفاوت ابتدا در شدت و ضعف آنهاست ، ولى بعد اختلاف در شدت و ضعف اثرات و عواقب ديگرى ببار مى آورد . در ابتدا مى بينيم كه تنها تفاوت تضاد عصبى با معمولى اين است كه اولى بسيار شديدتر از دومى است ولى بعدا همين شدت شخص را چنان ضعيف و درمانده مى سازد كه به صورت انسانى بىچاره و عاجز در مى آيد و كم كم نيروهاى حياتى و سازنده و فعال وجود او سست و بىرمق مى گردد .
قدرت مبارزه با تضادهايى كه در او به وجود آمده از او سلب مى شود و چون نمى تواند آنها را از بين ببرد ، مى كوشد تا به يك طريقى با آنها مماشات و مدارا كند .
طرقى كه براى مدارا و دفع شر اتخاذ مى نمايد ، بنوبهء خود بر شدت تضادهاى او مى افزايند و حل واقعى آنها را دشوارتر مى سازند . » [١] در تعيين منشأ تضادهاى عصبى ميان روان پزشكان اختلاف نظر وجود دارد و اين مسئله قطعى نيست كه تضادهاى عصبى تنها مستند به دوران كودكى باشد .
مخصوصاً با در نظر گرفتن اين حقيقت كه تقريباً يك قرن است كه در سيستمهاى خانوادگى كشورهاى به اصطلاح پيش رفته فشار زيادى به كودكان وارد نمى گردد ، آزادى خيلى فراوانى در تربيت كودك امروز به كار مى رود ، اگر هم عقده ها و تضادهايى در دوران
[١] تضادهاى درونى ما - ص ١٩ . .