تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٥ - ١٨ - مسئلهء دوم - آيا قلمرو جانداران مخصوصاً انسانها هم در پديدهء گرديدن مانند ساير موجوداتند ؟
مرحله قابل بررسى مى باشد .
مرحلهء دوم - بروز حيات پس از گرديدن و سپرى كردن مرحلهء طبيعى مى باشد . اين مرحله به دو قلمرو عمده تقسيم مى شود :
قلمرو اول - عالم حيوانات بدان جهت كه داراى حياتاند .
قلمرو دوم - دنياى انسانها از آن جهت كه به اضافهء داشتن حيات و مشترك بودن در خواص آن از قبيل مبارزه براى بقاء و چشيدن لذت و درك الم ، داراى تعقل و هوش و سازندگى و عمل به قرار داد و داشتن ايده ئولوژى و جستجوى پيش رفت و پديده هاى گوناگون روانى است كه در عالم حيوانات ديده نمى شود .
در قلمرو حيوانات پس از بروز حيات ، به اصطلاح فلسفى كيفيتى بروز كرده است كه ناشى از تفاعل كميتها بوده است . [١] اين كيفيت جديد مانند سر گذشت مرحلهء اول كه طبيعى خالص بوده است ، نمى باشد ، در آن مرحله موجود در مقابل عوامل و جريانات طبيعى بدون داشتن خود تسليم قوانين بوده و هر لحظه تماسى با عوامل داشته است و گرديدن مخصوصى . در اين مرحله حيات بروز كرده است و حقيقتى به نام خود [٢] در جاندار نمودار شده است كه او را به تحصيل موقعيت در عرصهء هستى وادار مى سازد . مى خواهد پديده هاى لذت بار را به دست بياورد و پديده هاى دردناك را از خود دور نمايد . در عين حال نيمى از موجوديتش تابع و تسليم محض به قوانين طبيعت مى باشد و به عبارت جامع تر ، پس از آن كه حيات در يك موجود بروز كرد ، بقاى آن را دو عنصر اساسى تشكيل مى دهد :
ساخته شدن از طرف عوامل برونى و درونى بيرون از ارادهء جاندار ، سازندگى از درون و متن خود حيات .
[١] ما در مباحث آينده ، بررسى مشروحى در بارهء تبدل كميت به كيفيت خواهيم داشت . .
[٢] البته اين خود در حيوانات به وجود مى آيد ، يا بروز مى كند تا آن جا كه ما مشاهده كنندگان مى دانيم در مورد آگاهى خود حيوان نيست . .