تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - بكوشيد تا يقين به دست بياوريد تا خيالات پا در هوا و گمانهاى اساس سد راه تكامل شما نگردد
اين همه يقينهاى آشكار و مخفى در مسير ما رو به مقاصد حيات مادى و معنوى ما مانند آن نوسانات ناچيز است كه در سطح اقيانوس پديد مى آيد و كوچكترين اثرى در حركت كشتى اقيانوس پيما ندارد .
پس اين قضيه كه يقين همواره در مقابل ساير پديده هاى ذهنى امتياز مخصوصى دارد ، شايستهء توجه نيست ، بلكه امتياز يقين فقط ناشى از آن جهت است كه مى تواند موقعيت من را در نقطهء مطلوب تثبيت نمايد .
يقين ما به آن مسائل كه از حيطهء موقعيت من مطلوب بر كنار است ، مانند اين كه يك آدم معمولى در يكى از نقاط آسيا يقين پيدا كند كه در اين ساعت در يكى از جنگلهاى آفريقا پرندهاى در آشيانهء خود روى تخمى كه گذاشته نشسته است ، يا كسى يقين پيدا كند كه ده هزار سال پيش يك سنگ بزرگ از فراز كوه غلطيده و روباهى را بزير گرفته و آن را كشته است .
پس پديدهء يقين به عنوان كشف شدن واقعيت براى ذهن انسان موقعى مطلوب خواهد بود كه بتواند در مسير تثبيت موقعيت من مطلوب قرار بگيرد .
اين من مطلوب يك امر جامد و محدود نيست كه احتياج به مقدارى از اصول و قضاياى يقينى داشته باشد ، بلكه بدون مبالغه مى توانيم بگوييم : تحولات و تغييراتى كه پيرامون من مطلوب ، حتى خود آن را فرا گرفته است ، هر لحظه به تشخيص موقعيت و كيفيتهاى موقتى و دايمى نيازمند است كه بايستى به آنها آگاهى داشته و تكليف خود را از نظر يقين و غير يقين روشن ساخت .