تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٤ - سنخيت اميد و هدف
ارتباط بلى ، وابستگى نه . اين است بهترين راه علاج بيگانگى انسان از خويشتن . تنظيم و ريشه دار نمودن ارتباط و تقليل وابستگى ، اين است وظيفهء انسانى پيش روان جوامع .
حركتى كه ناشى از اميدهاى پا در هوا است ، نيروى حقيقى و اصيل را مستهلك مى سازد و نتيجه اش صفر است . بنا بر اين ، آن جملهء معروف كه مى گويد : زندگى اميد و حركت است .
لازم است كه اولا سه مفهوم : زندگى ، اميد ، حركت را معنا كند و سپس آن را به شكل دستور مفيد در آورد .
سنخيت اميد و هدف عظمت و ارزش يك اميد وابسته به عظمت و ارزش هدفى است كه موضوع اميد قرار گرفته است . براى اين كه بپاسخ قانع كننده دربارهء ارزش اميد يك انسان و يا يك گروه برسيم ، بايد به اين سؤال : چه مى خواهيد ؟ جواب پيدا كنيم ، سپس آن جواب را ارزيابى كنيم . در ابيات مورد تحليل ، جلال الدين اين مسئله را مطرح نموده است :
((٥٤٧)) بر اميد زندهاى كن اجتهاد كاو نگردد بعد روزى دو جماد
((٥٤٥)) هر كه را با مرده سودايى بود بر اميد زنده سيمايى بود
چه اصل خوبى است كه مولوى در اين ابيات متذكر شده است . به همان ملاك كه :
عشقهايى كز پى رنگى بود عشق نبود عاقبت ننگى بود
اميدهايى هم كه براى به دست آوردن هدفهاى جزيى و زود گذر در درون انسانى به وجود مى آيد و نشاط و سرورى در درون ايجاد مى كند ، همان قشر نازكى از نفت است كه روى آب براى چند لحظه زبانه مى كشد . به عبارت كلىتر براى دريافت سنخيت اميد با حركت و هدف ، مى توانيم اين اصل را در نظر بگيريم كه روح بشرى خواه