تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٣ - ما بايد راه راست برويم و به محبوبيت خداوندى برسيم ، اگر چه در نزد مردم ظاهر بين خوار و ناپسند جلوه كنيم
((١٠٧٨)) پيش خلقان خوار و زار و ريشخند پيش حق محبوب و مطلوب و پسند
ما بايد راه راست برويم و به محبوبيت خداوندى برسيم ، اگر چه در نزد مردم ظاهر بين خوار و ناپسند جلوه كنيم اگر ديدهء واقع بين در ما به وجود مى آمد و از سطح ظاهرى امور عبور كرده و با واقعيات تماس پيدا مى كرديم ، با شگفتىهايى روبه رو مى شديم كه با هيچ سخنى و شعرى قابل درك نيست .
صورت زشت سقراط را مى ديديم كه از صلب مجسمه سازى به رحم قابلهاى فرود آمده ، اكثر مردم آتن با نفرت و تحمل شكنجه مى توانستند كلمهء انسان را طورى معنا كنند كه شامل اين دسته گل سر سبد فرهنگ انسانى يونان بوده باشد .
منطق ظاهر سازى و ظاهر بين مردم نمى تواند وصله هاى امام صادق عليه السلام را با پيشواى الهى بودن او وفق بدهد (١) پس روح عالى الهى در جامهء وصله دار وارد نمى شود
(١) عن الفضل بن كثير المدائنى عمّن ذكره عن ابى عبد الله عليه السلام « انّه دخل عليه اصحابه فرأى عليه قميصاً فيه قب قدر رقعه فجعل ينظر إليه . فقال ابو عبد الله عليه السلام . ما لك تنظر إليه ؟ فقال له جعلت فداك قبّ ملقى فى قميصك فقال له اضرب يدك الى هذا الكتاب فاقرأ ما فيه و كان بين يديه كتاب او قريب منه فنظر الرّجل فيه فاذا لا ايمان لمن لا حياء له و لا مال لمن تقدير له و لا جديد لمن لا خلق له » . . ( فضل بن كثير مدائنى از كسى كه به او حكايت كرده است ، نقل مى كند كه : شخصى از ياران امام صادق ( ع ) به او وارد شده و در تن امام لباسى را ديد كه به جهت پوسيدگى يا بريدگى بعضى از جاهاى لباس ، حضرت وصله زده بود ، مرد مزبور به همان مى نگريست ، امام فرمود : براى چه به لباس من خيره شدهاى ؟ آن مرد گفت : به وصلهء لباستان مى نگرم . امام فرمود به آن كتاب دست بزن ( و باز كن آن صفحه را بخوان ) اشاره به كتابى كرد كه در مقابلش يا نزديكى آن حضرت بود . وقتى مرد در آن كتاب نگريست ، ديد كه نوشته است : هر كس كه حيا ندارد ايمان ندارد و هر كس كه كهنه ندارد تازه ندارد ) . . الوافى ملا محسن فيض ٣ ص ١٦ . . .