تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠١ - ٣٠ - اسناد اوصاف متضاد به خداوند فقط در صفات افعال است كه از فعاليتهاى خداوندى انتزاع مى گردد
تا جهان لرزان بود مانند برگ در شمال و در سموم بعث و مرگ تا خم يك رنگى عيسى ما بشكند نرخ خم صد رنگ را كآن جهان همچون نمكزار آمده ست هر چه آن جا رفت بىتلوين شده ست خاك بين اين خلق رنگارنگ را مى كند يك رنگ اندر گورها اين نمكزار از جسوم ظاهر است خود نمكزار معانى ديگر است آن نمك زار معانى معنوى است از ازل آن تا ابد اندر نوى است [١]
٣٠ - اسناد اوصاف متضاد به خداوند فقط در صفات افعال است كه از فعاليتهاى خداوندى انتزاع مى گردد اين موضوع را جلال الدين در بيت ذيل چنين گفته است :
قهر او را ضدّ لطفش كم شِمُر اتحاد هر دو بين اندر اثر [٢]
در مبحث شمارهء ٢٩ ملاحظه شد كه جريان تضاد با نظر به موجوديت اشياء و چگونگى ارتباط آنها با عوامل درونى و برونى فوق العاده متفاوت است .
در اين مبحث برترى موجود برتر را از جريان تضاد درونى و برونى مورد بررسى قرار مى دهيم .
جاى ترديد نيست كه تضاد حالت مخصوصى را ميان دو يا چند شيء نشان مى دهد ، پس اولين شرط اساسى تحقق تضاد كثرتى است كه بايد تحقق پيدا كند و به عبارت روشنتر تضاد موقعيت مخصوصى است كه از بر نهاده شدن يك شىء در مقابل ديگرى و از نپذيرفتن تعين يكديگر ناشى مى شود ، لذا براى تحقق تضاد حد اقل وجود دو شىء ضدين ضرورت منطقى دارد .
اين شرط اساسى در ذات پاك ربوبى قابل تحقق نيست ، زيرا دوى يا چندى موجب تركب ذات اقدس مى گردد و تركب مستلزم محدوديت است .
[١] دفتر ششم ، ص ٣٨٠ ، بيت ١٩ تا ٢٦ . .
[٢] دفتر چهارم ، ص ٢٢٥ ، بيت ١٦ . .