تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩٩ - ٢ - نسبيت براى ما
به عنوان يك مثال معمولى و ساده خورشيد جرم معينى است كه در فضا مشغول نور پراكنى است ، اين جرم بزرگ با عوامل جوى و كيهانى پيوستگى دارد ، ولى ميليونها سال است كه آن عوامل نتوانسته خورشيد را در گرديدنى قرار دهد كه موقعيت استمرارى خود را تغيير بدهد .
اين ثبات استمرارى به جهت عظمت موجوديتى است كه آفتاب در موقعيت مخصوصى از كيهان دارد . بنا بنقل ژرژ كاموف اين مقاومت استمرارى اولا به وسيلهء فون هلمهولتز ١٨٩٤ « ١٨٢١ » در آلمان و همان موقع توسط لرد كلوين ١٩٠٧ « ١٨٢٤ » در حدود دويست ميليون سال تخمين زده شده است . سپس مى گويد :
« در زمان كلوين و هلمهولتز به نظر مى رسيد كه مدت يكى دو صد ميليون سال براى توضيح حوادث معرفت الارضى ، كافى باشد و در نتيجه نظر آنان پذيرفته شد ، ولى اكنون مى دانيم كه زندگى بايد دست كم از نيم ميليارد سال پيش بر روى زمين آغاز شده باشد ، در صورتى كه پوستهء جامد زمين و اقيانوسها بايد از اين هم سالخورده تر باشند ، از اين رو انقباض خورشيد نمى توانسته انرژى كافى براى گرم نگه داشتن سطح زمين و اقيانوسها آن فراهم كند تا سازواره هاى حياتى به وجود آيند و تكامل يابند . » (١) جرم خورشيد با همهء تفاعلات درونى و ارتباط با عوامل برونى كه مسلما آن را در جريان اصل تضاد قرار مى دهد ، با اين حال حد اقل نيم ميليارد سال است كه موقعيت كلى خود را از دست نمى دهد و براى به وجود آمدن يك گرديدن كه جرم خورشيد را به كلى بتواند تغيير بدهد - آن تضادهاى درونى و برونى كافى نبوده است ، بلكه يا بايستى در درون خورشيد ضد فوق العاده نيرومندى به وجود بيايد كه در شرايط مناسب و عوامل خارجى آن را دگرگون كند ، يا در تصادم با يكى از كرات قوىتر مانند كازار به گرديدن اساسى برسد كه موقعيت دويست ميليونى يا نيم ميلياردى جرم
(١) ماده و زمين و آسمان ، ژرژ كاموف ، ترجمه آقاى رضا اقصى ، ص ٥٢٨ و ٥٢٩ . .